نویسنده: امیری
استعمار غرب بر سرزمینهای اسلامی:
در دوران استعمار، اسلام همواره بهعنوان مانعی بر سر راه مدرنیته و پیشرفت معرفی میشد. یکی از نمونههای آن، استعمار اروپا بر کشورهای اسلامی مانند ایران، مصر و الجزایر همراه با ساخت گفتمانهایی بود که اسلام را مانعی برای مدرنیتهشدن معرفی مینمودند. در تمامی این گفتمانها، غرب {متمدن، آگاه و پیشرفته} اما شرق {متعصب، ناآگاه و عقبمانده} عنوان میشد. این فعالیت مطبوعات و رسانههای استعماری سبب شد تا ذهنیت و افکار اروپاییان نسبت به اسلام دچار ترس، پیشداوری و نفرت شود. هرچند استعمار بسیاری از سرزمینهای اسلامی پایان یافته، اما پیامدهای آن هنوز هم در نگرشهای عمومی تأثیرگذار است.
تحولات قرن بیستم:
قرن بیستم را میتوان بهعنوان پرحادثهترین قرن در دوران تاریخ بشریت دانست. طی این قرن، قدرتهای استعماری زیادی فروپاشید و جای آنها را حکومتهای جدید گرفت. این تحولات، جوامع اسلامی را نیز دگرگون ساخت. دلایلی که سبب شده این دوران در تاریخ اسلام برجسته و گنجانده شود، همانا ظهور و پیدایش نگرشهای منفی غرب علیه اسلام و مسلمانان میباشد. در اینجا نگاهی میاندازیم به تحولات و ریشههای اسلامهراسی در بستر رویدادهای سیاسی و فرهنگی قرن بیستم.