فهرست بستن

مأموریت شکست خورده

نویسنده: محبوبی
فصل سوم: اسلام و دموکراسی
اسلام یا دموکراسی
ادامه
نظام ناقص دموکراسی با مقید کردن انسان‌ها در پیروی از قوانین ساخته‌ی خود، در حقیقت انسان را مجبور به سر فرود آوردن در مقابل انسان می‌گرداند و انسان‌ها را در قید انسان‌ها قرار داده، به بند بردگی و بندگی می‌کشد. حال آن‌که اسلام انسان را از بند بردگی و بندگی رهایی بخشیده است؛ زیرا در نظام اسلامی قوه‌ی قانون‌گذاری یا قوه‌ی مقننه وجود ندارد و خداوند -تبارک‌وتعالی- که بر تمام عالم هستی احاطه دارد و خیر و شر انسان را به نیکی می‌داند، قوانین را وضع نموده است و قانون‌گذاری در اسلام مختص به او تعالی است. تنها در سایه‌ی نظام اسلامی است که انسان احساس آزادی می‌کند؛ زیرا تابع قوانینی گردیده که خالق و رازق او آن را وضع نموده است و حتی اگر در پیرامون موضوعی نص صریح قرآن یا حدیث وارد نشده باشد، بازهم بنابر رأی اکثریت تصمیم گرفته نمی‌شود، بلکه در پرتو اقوال سلف صالح از طرف علما و فقها تصمیم گرفته می‌شود. بر خلاف نظام دموکراسی که در آن انسان‌ها بنده و برده‌ی کسانی هستند که خودشان آن‌ها را انتخاب کردند و تابع امر و قوانین پارلمان و اعضای آن می‌باشند و هرچه آن‌ها به نام قانون وضع نمودند، باید بدون چون و چرا قبول گردد.
این است ارمغان دموکراسی که انسان‌ها را از بندگی نظام‌های دیکتاتوری و استبدادی می‌رهاند و به‌دو‌باره به زنجیرهای محکم پارلمان و احزاب به بند می‌کشد. چه طغیان و عصیانی بزرگ‌تر از این‌که حق خداوند و چیزی که تنها از عهده‌ی او تعالی به‌خوبی بر می‌آید، آن را به بشر و انسانی کم‌توان که خیر و شر خود را به‌خوبی درک نمی‌کند و نمی‌داند فردا برایش چه اتفاقی می‌افتد، سپرد! اگر به حکم عقل و خرد نیز مراجعه نمایید، چنین حکم می‌کند که تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری قطعاً باید در اختیار کسی باشد که همه احوال و انفاس آگاهی کامل داشته باشد و خیر و شر همه را به نیکی بداند. نه اینکه این امر مهم (قانون‌گذاری) در اختیار عده‌ی بی‌خرد و کم‌سواد که از راه تقلب و فساد به این مقام رسیدند و خیر و شر خود را نمی‌دانند کجا به رسد که خیر و صلاح دیگران را تشخیص بدهند، قرار بگیرد و از این طریق انسان‌ها را به بند بردگی بکشند.

در نظام دموکراسی قوه‌ی قضائیه صلاحیت عام و تام ندارد و از استقلال و اختیارات کامل برخوردار نیست، بلکه مأمور اجرای قوانین پارلمان و قانون اساسی است و باید از قوانینی که قوه‌ی مقننه تعیین نموده است، تخطی ننماید. حال آن‌که در نظام اسلامی قوه‌ی قضائیه دستگاه مستقلی است که هیچ‌کس نمی‌تواند در امور آن مداخله نماید، احدی حق مداخله در حکم قضائی را ندارد، حتی اگر حاکم و امیر، یا رئیس باشد. همه در مقابل محکمه و قضاوت مساوی‌اند؛ زیرا خداوند متعال می‌فرماید:
«فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ» (ص، ۲۶).
ترجمه: پس در میان مردم به حق داوری کن.
و باید اعتراف کرد که حق و خیر و صلاح انسان را پارلمان و شورای ملی نمی‌تواند تشخیص دهد، بلکه:
«الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ» (بقره، ۱۴۷).
ترجمه: حق از جانب پروردگارت است، پس هرگز از زمره‌ی تردیدکنندگان مباش.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *