فهرست بستن

مأموریت شکست خورده

نویسنده: محبوبی
فصل چهارم: چالش‌های دموکراسی
چالش‌های دموکراسی در افغانستان (ادامه)
أ. ساختار نظام سیاسی
پس از سقوط امارت اسلامی دور اول در سال 2001م و روی‌کار آمدن نظام سیاسی جمهوریت، افغانستان یک‌بار دیگر گذار به دموکراسی را آغاز نمود. اما در برابر موفقیت‌های اندک دموکراسی در افغانستان، چالش‌ها و موانع زیادی وجود داشته که پس از گذشت بیست سال دموکراسی را به شکست مواجه نمود و مأموریت غرب را در افغانستان ناتمام گذاشت.
افغانستان کشوری است که از زمان شکل‌گیری آن تاکنون، کمتر نظام سیاسی با ثبات را تجربه نموده است. شورش و اغتشاش، پادشاه‌گردشی و کودتا از مظاهر اصلی نظام‌های سیاسی افغانستان و از ویژگی‌های تاریخ این کشور بوده است (انصاری، 1382: 9). اسباب و عوامل مهمی چون جنگ‌های داخلی، مداخلات خارجی، انتقال میراثی قدرت، تمرکز قدرت سیاسی، ناسازگاری حکومت‌ها با واقعیت‌های جامعه و عدم توجه به واقعیت‌های جامعهٔ افغانی از سوی بیشتر دولتمردان، باعث تغییر و تبدیل زودهنگام نظام‌های سیاسی در این کشور شده است. از سال 1923 تا 2004 میلادی، دست‌کم هشت نوبت قانون اساسی در این کشور تغییر کرده است. از آنجایی که قانون اساسی هر کشور، ساختار نظام سیاسی آن را تعیین و مشخص می‌نماید، در این هشت نوبت تغییر قانون، هشت نوبت نظام سیاسی کشور نیز تغییر کرده است. علاوه بر این، افغانستان در دههٔ 1990 میلادی در دوران زمامداری مجاهدین و امارت اسلامی دورهٔ اول، فاقد قانون اساسی و نظام سیاسی مشخص بوده است. در این دهه، بی‌ثباتی به میزانی بود که هیچ‌یک از طرفین منازعه، توانایی تشکیل نظام سیاسی را نداشتند؛ بنابراین، ساختار نظام سیاسی افغانستان یکی از چالش‌ها و موانعی بود که نظام دموکراسی نتوانست برای مدت طولانی در این کشور پایدار بماند و نظام همیشگی این کشور گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *