نویسنده: محبوبی
فصل چهارم: چالشهای دموکراسی
چالشهای دموکراسی در افغانستان (ادامه)
ب. فرهنگ سیاسی سنتی–قبیلهای
واژهی فرهنگ سیاسی را برای اولینبار گابریل آلموند بعد از جنگ جهانی دوم به کار برد. آلموند، فرهنگ سیاسی را الگوی ایستارها و سمتگیریهای فردی نسبتبه سیاست در میان اعضای یک نظام تعریف نموده است. (عالم، ۱۳۷۸: ۱۱۳).
فرهنگ سیاسی هر سرزمین، بهعلاوهی برخی عوامل دیگر، کنشهای سیاسی مردم و دولتمردان آن سرزمین را شکل میدهد. بهعبارتی واضحتر میتوان گفت که فرهنگ سیاسی از عوامل اصلی شکلدهندهی رفتارها و کنشهای سیاسی افراد یک جامعه محسوب میشود. از این جهت که در جهان سیاست، مسائل نظام سیاسی، حکومت و حکومتداری، از موضوعات مهم و کلیدی قلمداد میشود، معمولاً اغلب افراد یک جامعه پیرامون این مسائل، رفتارها و دیدگاههای متفاوت و مخصوصی دارند. از این نگاه، میتوان گفت که فرهنگ سیاسی به مطالعه و بررسی رفتارها و کنشهای افراد یک جامعه پیرامون حکومت و نظام سیاسی همان جامعه میپردازد.
فرهنگ سیاسی بخشی از فرهنگ عمومی یک جامعه است، بههمیندلیل نباید آن را یک کل قلمداد نماییم، بلکه آن را باید قسمتی از یک کل بپنداریم. از آنجاییکه فرهنگ و اجزای آن، همواره در بستر تاریخ شکل میگیرد، فرهنگ سیاسی هر جامعه نیز در بستر تاریخ همان جامعه شکل میگیرد.
فرهنگ سیاسی در یک تقسیمبندی کلی به دو دسته، فرهنگ سیاسی محدود یا سنتی و قبیلهای و فرهنگ سیاسی نامحدود یا مدرن و دموکراتیک، قابل تقسیم است. فرهنگ سیاسی محدود، در کشورهای سنتی یا بهتعبیر مارکسیستها «عقب نگهداشتهشده» که ساختارهای آنها قومی هستند، وجود دارد. اما فرهنگ سیاسی نامحدود در جوامع توسعهیافته و باثبات دیده میشود.
مأموریت شکست خورده