نویسنده: محبوبی
فصل چهارم: چالشهای دموکراسی
چالشهای دموکراسی در افغانستان (ادامه)
ب. فرهنگ سیاسی سنتی – قبیلهای
ادامه
دانشمندان علوم سیاسی برای فرهنگ سیاسی محدود، سنتی و قبیلهای خصوصیاتی برشمردهاند که قرار ذیل است:
فرهنگ سیاسی سنتی و قبیلهای، فرهنگ شفاهی و غیرمکتوب است و در نتیجه غیرقابل بازخواست و غیرپاسخگو میباشد.
فرهنگ سنتی – قبیلهای، قانونگریز و مبتنی بر حاکمیت ارادهٔ اشخاص است. در این فرهنگ سیاسی، حاکمیت قانون از جایگاهی برخوردار نیست.
فرهنگ سیاسی سنتی، فرهنگ شخصگرا است و نصب خانوادگی معیار استخدام افراد در مقامها و مناصب میباشد.
در فرهنگ سیاسی سنتی – قبیلهای، مبنای همبستگی اجتماعی افراد، خون و نژاد است.
فرهنگ سنتی – قبیلهای مرز خود و بیگانه را بر مرزهای قبیله و قوم استوار میسازد. در این فرهنگ، افراد بیرون از قوم و قبیله، افراد بیگانهٔ غیرقابلاعتماد تلقی میشوند (فرهمند و دیگران، ۱۳۹۹: ۱۶).
فرهنگ سیاسی و ساختارهای سیاسی و اجتماعی حاکم بر افغانستان از نوع محدود، سنتی و قبیلهای است و بیشتر خصوصیاتی که در فوق پیرامون فرهنگ سیاسی سنتی – قبیلهای تذکر یافت، در مورد فرهنگ سیاسی افغانستان عصر جمهوریت و تاریخ قبل از آن صدق میکند. بیشتر افراد جامعه و حاکمان دوران جمهوریت، بهشدت تحتتأثیر رفتارهای قومی قرار داشتند و قومگرایی در این سرزمین پیشینهٔ دیرینه دارد. الیور روا، آلیسون، چنگیز پهلوان، آنتونی هیمن و برخی دیگر از افغانستانشناسان نیز فرهنگ سیاسی، ساختارهای اجتماعی و سیاسی و ساخت دولت در افغانستانِ عصر جمهوریت و حکومتهای پیش از آن را سنتی و قبیلهای قلمداد نمودهاند. عامل اصلی رفتارهای سیاسی حاکمان و سیاسیون دوران جمهوریت در افغانستان، قومگرایی و قومیت بوده است؛ به همین سبب نگاه بیشتر شهروندان افغانستان در عصر جمهوریت به مسائل کلان سیاسی، نگاه قومی بوده است. وجود باورهای قومی و قبیلهای، اگرچه در ذات خود ناپسند و ناشایست است، اما در مقطع زمانی جمهوریت که دموکراسی بر کشور حاکم بود، بهعنوان یک مانع و چالش در برابر گسترش دموکراسی نمایان شد و بهشدت از ترویج دموکراسی در کشور جلوگیری نمود.
بنابراین، فرهنگ سیاسی محدود و ساختارهای اجتماعی و سیاسی قومی و سنتی در عصر جمهوریت، از موانع و چالشهای اساسی دموکراسیسازی کشور قلمداد میگردد. غربیها در عصر جمهوریت برای دموکراسیسازی افغانستان، یکی از اولین تلاشهایی که کردند، سعی در تغییر و تحول فرهنگ و بهخصوص تحول در فرهنگ سیاسی کشور بود. فرهنگ سیاسی سنتی موجود در افغانستان، ماهیت ضد دموکراتیک دارد و در درون خود نمیتواند ارزشهای دموکراتیک را تولید و گسترش دهد. اگرچه نمیتوان فرهنگ سیاسی سنتی و قبیلهای را تأیید کرد، اما در افغانستان دوران جمهوریت، منفی واقع شده و از گسترش دموکراسی در کشور جلوگیری نموده است.
مأموریت شکست خورده