فهرست بستن

مأموریت شکست خورده

نویسنده: محبوبی
فصل چهارم: چالش‌های دموکراسی
چالش‌های دموکراسی در افغانستان
ج. تعدد بی‌رویه احزاب متفرق و بی‌برنامه
تعدد بی‌رویه احزاب متفرق و بی‌برنامه در افغانستان، یکی از موانع و چالش‌های سیاسی و اساسی در مسیر دموکراسی‌سازی افغانستان بوده است. اگرچه تعدد احزاب یکی از اصول بنیادین دموکراسی محسوب می‌شود، اما تعدد بی‌رویه احزاب در افغانستان تبدیل به چالشی مهم برای دموکراسی تبدیل شده بود. پس از کنار گذاشته شدن امارت اسلامی دوره اول از قدرت و روی کار آمدن نظام جمهوریت به پشتیبانی غرب، احزاب زیادی در کشور روی کار آمدند. در عصر جمهوریت، بیش از 100 حزب سیاسی در وزارت عدلیه افغانستان به‌صورت رسمی ثبت شده بود، اما با کمال اطمینان می‌توان گفت که تعداد زیادی از این احزاب، برنامه، اهداف و مرام مشخصی نداشتند. بیشتر خویش‌خوری، قوم‌گرایی و قبیله‌سالاری بر آن‌ها سایه افکنده بود و از تشکیلات مرکزی و محلی برخوردار نبودند. ادعایی دور از واقعیت نیست که تعدد احزاب سیاسی اگرچه از اصول دموکراسی و به نفع نظام دموکراسی است، اما در افغانستان عصر جمهوریت، بیشتر از آن‌که به نفع دموکراسی بوده باشد، به زیان آن تمام شده است. رشد و تعدد احزاب سیاسی اختراع دموکراسی‌های جدید است، تا آنجا که وجود 200 حزب سیاسی نیز عادی به نظر می‌رسد. در حالی‌که دموکراسی‌های قدیمی بیشتر دارای دو حزب سیاسی بودند. یکی از تأثیرات منفی تعدد احزاب بی‌رویه در دموکراسی‌ها این است که در شرایطی که تعداد زیادی حزب وجود داشته باشد، دستیابی به اکثریت برای تمام احزاب جهت تشکیل دولت غیرممکن و یا سخت می‌شود. چنان‌که در عصر جمهوریت به‌خوبی قابل مشاهده است. باوجود تعدد احزاب بی‌رویه اجماع سیاسی، دشوار و در مواردی غیرممکن می‌نماید (محمد، ۱۳۸۸: ۱۳۶).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *