نویسنده: نهضت
فصل سوم: حقوق بشر در ترازوی نقد (مقایسه غرب و اسلام)
2.مقایسه حقوق بشر غربی با اسلام
ب.از حیث متعلق
نظامهای حقوقی با تعریف متفاوت از ماهیت انسان، قلمرو و مبانی حقوق بشر را شکل میدهند. در حقوق بشر اسلامی، انسان با عنوان خلیفهالله (جانشین خداوند) شناخته میشود که از روح الهی بهرهمند است و حیات او محدود به دنیای مادی نیست. این جایگاه، مبتنی بر آیهی قرآنی «وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» (سوره حجر: ۲۹) است که کرامت ذاتی انسان را به ارتباط با خداوند گره میزند. در این نگاه، انسان موجودی هدفمند است که حقوق و تکالیفش در راستای تقرب به خدا و تحقق عدالت الهی تعریف میشود. نخستین حق بشری در این نظام، حق توحید است، چرا که انسانیت واقعی در گرو شناخت پروردگار و پایبندی به اصول اخلاقی مانند عدالت و احسان است. این نگرش، حقوق بشر را در چارچوبی فرامادی و جاودانه قرار میدهد که تکالیفی مانند نماز، زکات و جهاد را نه تنها وظیفه، بلکه عبادتی معنوی تفسیر میکند.
در مقابل، حقوق بشر غربی در پرهیاهوترین نگاه خود به انسان، آن را به یک میمون دم افتاده تقلیل داده است. به عبارت دیگر انسان را موجودی صرفاً تکاملیافته میداند که ریشه در دیدگاههای مادیگرایانهی فیلسوفانی مانند ماکیاولی، هابز، داروین و نیچه دارد. ماکیاولی در قرن شانزدهم انسان را حیلهگری خودمحور توصیف کرد که برای قدرت از هر وسیلهای استفاده میکند. هابز در «لویاتان» او را «گرگ انسان دیگر» نامید داروین با نظریهی تکامل، انسان را زادهی تصادف طبیعت و مرتبط با میمونها دانست، و نیچه در «ضد مسیح» او را «ابرحیوان» خواند که نه ریشه در روح، بلکه در حیوانات دارد (نیچه، 1352: 36). این دیدگاهها انسان را به موجودی تقلیل میدهد که حیاتش محدود به تولد تا مرگ است و حقوقش صرفاً بر اساس نیازهای مادی و قراردادهای اجتماعی تعریف میشود. برای نمونه، آزادی بیان یا مالکیت در این نظام، فاقد هرگونه بعد معنوی است و تنها به عنوان ابزاری برای رفاه دنیوی تلقی میگردد.
این تفاوت بنیادین در نگاه به انسان، به شکلگیری دو نظام حقوقی کاملاً متمایز انجامیده است. در اسلام، حقوق بشر با حکمت الهی و فطرت انسانی گره خورده و تغییرناپذیر است، حال آنکه در غرب، حقوق بر پایهی توافق اجتماعی و خواست اکثریت استوار است که آغاز و انجامش به فاصله تولد انسان تا مرگش خلاصه میشود و همواره در معرض بازنگری قرار دارد. افزون بر این، ضمانت اجرای حقوق در اسلام نه تنها مبتنی بر قوانین دنیوی، بلکه متکی به پاداش اخروی یا کیفر الهی است، در حالی که در غرب، اجرای حقوق صرفاً به نهادهای قضایی وابسته است. نتیجه آنکه حقوق بشر اسلامی با تأکید بر کرامت ذاتی انسان، مسیری برای تکامل معنوی میگشاید، اما حقوق بشر غربی با تقلیل انسان به «حیوانی تکاملیافته»، حقوقی نسبی و محدود به دنیا را ارائه میدهد که در مواجهه با تعارض منافع، با چالشهای اخلاقی و عملی روبهرو میشود.
حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)