نویسنده: محبوبی
فصل چهارم: چالشهای دموکراسی
چالشهای دموکراسی در افغانستان
د. پارلمان ضعیف و ناکارآمد
کودتای داود خان، در واقع بازگشت به گذشته بود، یعنی «احیای استبداد سیاسی». در این دوره پارلمان، نهادی ضعیف و بیاختیاری بود و بیشتر اختیارات آن به قوهی مجریه سپرده شده بود. از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۱م که سالهای کودتا، تجاوز و جنگهای داخلی بود، پارلمان در اختیار حزب حاکم یعنی «حزب دموکراتیک خلق افغانستان» بود. در دورهی مجاهدین و امارت اسلامی اول، افغانستان فاقد پارلمان بود. بهعبارت دیگر، افغانستان یک دهه پارلمان نداشت. اما افغانستان در بیست سال جمهوریت، سه انتخابات پارلمانی را شاهد بود، حاصل این انتخاباتها بهمیان آمدن پارلمانی ضعیف، فاسد و ناکارآمدی بود که نتوانست نقش خود را بهدرستی در جامعهی افغانستان ایفا نماید.
افغانستان در طول دوران جمهوریت از پارلمانی که در حقیقت ملی بوده باشد و همواره در پی درمان دردهای ملت بوده باشد، برخوردار نبوده است، بلکه فساد اداری در زمان جمهوریت آنقدر گسترش یافته بود که ریشههایش به عالیترین مرجع قانونگذار کشور رسیده بود. بیشتر اعضای پارلمان افغانستان در بیست سال نظام جمهوریت و دموکراسی، بارها به فساد اداری، اخلاقی و رفتارهای قومگرایانه و تبارگرایانه متهم شدهاند، تا آنجا که آخرین رئیس پارلمان افغانستان به فساد اداری، تقلب و چور و چپاول داراییهای ملت متهم شده است. در عصر جمهوریت پارلمان افغانستان حیثیت یک پایگاه فساد و فحشا را به خود گرفته بود و بیسوادان، دزدان و چپاولگرانی در آن جمع شده بودند، بهنفع شخصی خود و بهضرر ملت قانونگذاری و تصمیمگیری میکردند. در طول دوران جمهوریت در افغانستان، توازن قدرت و استقلالیت میان سه قوای دولت (مجریه، مقننه، قضائیه) وجود نداشته است و همواره قوهی مقننه تحت تأثیر قوهی مجریه و قضائیه بوده است. پارلمان، مجلس نمایندگان یا مجلس عوام و یا بهتعبیری خانهی ملت، بلندپایهترین مرجع قانونگذار کشور در دوران جمهوریت و نظام دموکراسی بود. این پارلمان قلب تپندهی دموکراسی در کشور بود که با رفتار و گفتار خود تصویر واضحی از دموکراسی را به جامعه بهنمایش گذاشت.
با در نظر داشت آنچه که در بحث چالشها و موانع سیاسی دموکراسی، از ابتدا تا اینجا مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت، میتوان مهمترین چالشها و موانع سیاسی دموکراسی در افغانستان دوران جمهوریت را ساختار نظام سیاسی، فرهنگ سیاسی سنتی-قبیلهای، تعدد بیرویهی احزاب سیاسی و پارلمان ضعیف و ناکارآمد قلمداد نمود. در ادامه به چالشهای تاریخی دموکراسی در افغانستان پرداخته شده است.
مأموریت شکست خورده