نویسنده: نهضت
فصل سوم: حقوق بشر در ترازوی نقد (مقایسه غرب و اسلام)
2.مقایسه حقوق بشر غربی با اسلام
د.از حیث زیرساختهای فاعلی و غایی
از منظر منطقی و فلسفی، هر نظام حقوقی برای آنکه تعریف جامع و کاملی ارائه دهد، باید به سه زیرساخت اساسی توجه کند: زیرساخت داخلی (ماهیت و قواعد حقوقی)، زیرساخت فاعلی (منشأ و خاستگاه حقوق) و زیرساخت غایی (اهداف و غایات حقوق). اگر تنها به زیرساخت داخلی اکتفا شود، تعریف ارائهشده ناقص و کمفایده خواهد بود، چرا که حقیقت هر پدیده در پیوند با علت فاعلی و غایی آن آشکار میشود. به عبارت دیگر، بدون شناخت خالق و هدف یک نظام حقوقی، نمیتوان به حقیقت آن پی برد.
در نظام حقوقی اسلام، زیرساخت فاعلی حقوق بشر، ارادهی الهی است. حقوق بشر در این نظام، بر پایهی وحی و شریعت استوار است و قوانین آن از سوی خداوند به عنوان خالق انسان و جهان تعیین شدهاند. این نگرش، حقوق بشر را در چارچوبی الهی و تغییرناپذیر قرار میدهد که فراتر از خواستهای متغیر بشری است. در مقابل، حقوق بشر در غرب، خود را از فرمان الهی بینیاز میداند و بر منابع بشری مانند عرف، آرای حقوقدانان و تصمیمات دولتی متکی است. این رویکرد، حقوق بشر را به پدیدهای نسبی و متغیر تبدیل میکند که همواره در معرض بازنگری و تغییر است.
از نظر زیرساخت داخلی، نظام حقوقی اسلام از برتری قابل توجهی برخوردار است. در این نظام، قواعد حقوقی نه تنها روابط فردی و اجتماعی انسانها را تنظیم میکنند، بلکه بسیاری از تکالیف اخلاقی را نیز در بر میگیرند. برای مثال، احکامی مانند نماز، روزه و زکات، علاوه بر بعد عبادی، نقش مهمی در تحقق عدالت اجتماعی و انسجام جامعه دارند. در حالی که در نظامهای غیرالهی مانند حقوق بشر غربی، بسیاری از تکالیف اخلاقی خارج از حوزهی حقوقی قرار میگیرند و تصمیمگیری دربارهی آنها به عهدهی فرد یا جامعه گذاشته میشود. این موضوع باعث میشود که حقوق بشر غربی فاقد انسجام درونی و پشتوانهی اخلاقی باشد.
در مورد زیرساخت غایی، نظام حقوقی اسلام، نورانیسازی جامعه انسانی و تحقق عدالت الهی را به عنوان هدف نهایی خود تعریف میکند. این نظام، با تأکید بر مفاهیمی مانند عدل، قسط و احسان، به دنبال ایجاد جامعهای است که در آن کرامت انسانی، اخلاق و معنویت در کنار رفاه مادی تحقق یابد. در مقابل، زیرساخت غایی حقوق بشر غربی، در بهترین حالت، دستیابی به استانداردهای زندگی متمدنانهی است که معیارهای آن بر اساس خواستهها، آرزوها و حتی هوسهای انسانی تعیین میشود. این طرز فکر و نگرش، حقوق بشر را به ابزاری برای رفاه مادی تقلیل میدهد و از ابعاد معنوی و اخلاقی آن غافل میماند.
بنابراین، تفاوت اصلی بین نظام حقوقی اسلام و غرب از این حیث زیرساختها در این است که اسلام با تکیه بر خداوند به عنوان منشأ حقوق و عدالت الهی به عنوان هدف نهایی، حقوق بشر را در چارچوبی جامع و پایدار تعریف میکند. در حالی که غرب با اتکا به منابع بشری و اهداف مادی، حقوق بشر را به پدیدهای نسبی و محدود تبدیل کرده است. این تفاوتها نشان میدهد که حقوق بشر اسلامی نه تنها از نظر ماهیت و قواعد، بلکه از نظر خاستگاه و اهداف نیز با حقوق بشر غربی تفاوتهای بنیادین دارد.
حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)