فهرست بستن

حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)

نویسنده: نهضت
فصل سوم: حقوق بشر در ترازوی نقد (مقایسه غرب و اسلام)
2.مقایسه حقوق بشر غربی با اسلام
‌ه.از حیث ارتباط با خدا
نظام حقوقی غرب با تعریف خاصی که از انسان ارائه داده و او را به جای خداوند در مرکز هستی قرار داده است، هرگونه ارتباط میان انسان و خداوند را قطع کرده است. در واقع، انسان در این نظام به عنوان موجودی مستقل و خودبنیاد تعریف می‌شود که نیازی به ارتباط با خالق خود ندارد. این نگرش، ریشه در فلسفه‌های اومانیستی و سکولار دارد که از عصر روشنگری و به ویژه پس از رشد علوم جدید در قرن نوزدهم، به اوج خود رسید. در این دوره، اعتماد بشر غربی به علم و عقلانیت بشری به حدی افزایش یافت که گمان کرد علم می‌تواند تمام مشکلات او را حل کند. این اندیشه با ظهور مکاتب فلسفی مانند پوزیتیویسم منطقی و آمپریسم افراطی تقویت شد و به تدریج به شکل‌گیری آموزه‌هایی کفرآمیزی مانند «مرگ خدا» توسط فیلسوفانی مانند فریدریش نیچه انجامید. نیچه در کتاب «حکمت شادان» اعلام کرد: «خدا مرده است»( نیچه، 1377: 193). این ایده و نظر به عنوان نمادی از بی‌نیازی انسان از دین و معنویت در جهان مدرن غرب مطرح شد.
این قطع ارتباط با خداوند، تأثیرات عمیقی بر روابط انسان در سه حوزه دیگر گذاشت: رابطه انسان با خود، رابطه انسان با دیگران و رابطه انسان با طبیعت. (در کل انسان¬ها دارای چهار نوع رابطه عام می‌باشند: رابطه انسان با خداوند، رابطه انسان با خودش، رابطه انسان با انسان‌های دیگر و رابطه انسان با طبیعت) در غیاب ارتباط با خدا، انسان‌ها سرگرم امور جزئی، ناپایدار و کم‌فایده شدند و در روابط میان خود با مشکلات جدی مواجه گردیدند. برای مثال، حقوق بشر که بیشتر مربوط به حوزه‌ی رابطه انسان با دیگران است، در غرب به جای آنکه بر پایه‌ی اخلاق الهی و مسئولیت‌پذیری معنوی استوار باشد، بر خواسته‌ها و منافع فردی متمرکز شده است. این موضوع باعث شده است که مفاهیمی مانند آزادی و برابری، بدون توجه به ابعاد اخلاقی و معنوی، به ابزاری برای توجیه خودخواهی و بی‌مسئولیتی تبدیل شوند.
در مقابل، نظام حقوقی اسلام انسان را در برابر خداوند قرار نمی‌دهد، بلکه او را موجودی می‌داند که در عین آزادی، بنده‌ی محض خدا نیز هست. این دوگانگی به ظاهر متناقض، در واقع نشان‌دهنده‌ی پیوند عمیق بین آزادی و بندگی در ساحت دین است. در اسلام، انسان در ارتباط با خداوند، آزادی واقعی را تجربه می‌کند، زیرا تنها در سایه‌ی اطاعت از خداوند است که می‌تواند از قید و بندهای نفسانی و اجتماعی رها شود. این نگرش، روابط انسان‌ها را نه تنها در سطح افقی (رابطه با دیگران)، بلکه در سطح عمودی (رابطه با خداوند) نیز تعریف می‌کند. به عبارت دیگر، در نظام حقوقی اسلام، انسان‌ها علاوه بر داشتن روابط صحیح و مثبت با یکدیگر، دارای روابط ظریف، پیچیده و گسترده‌تری با خداوند هستند که بر تمامی جنبه‌های زندگی آن‌ها تأثیر می‌گذارد.
برای مثال، در اسلام حق حیات نه تنها به عنوان یک حق فردی، بلکه به عنوان هدیه‌ای الهی تلقی می‌شود که باید در راستای اهداف الهی حفظ شود. همین نگرش، به قوانینی مانند ممنوعیت سقط جنین (جز در موارد ضروری) و احترام به جان انسان‌ها حتی در شرایط جنگی منجر شده است.
به‌هرحال تفاوت اصلی بین نظام حقوقی اسلام و غرب در این است که اسلام با تأکید بر ارتباط انسان با خدا، حقوق بشر را در چارچوبی معنوی و اخلاقی تعریف می‌کند، در حالی که غرب با قطع این ارتباط، حقوق بشر را به پدیده‌ای مادی و نسبی تبدیل کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *