نویسنده: محبوبی
فصل چهارم: چالشهای دموکراسی
و. وضعیت نامطلوب اقتصادی
ادامه
افغانستان در بیست سال جمهوریت که نظام دموکراسی بر آن حاکم بود، در بدترین شرایط اقتصادی قرار داشت و وابستگی آن به کمکهای مالی خارجی بهشدت افزایش یافته بود. طبقهٔ متوسط اقتصادی در جامعهٔ افغانستان عصر جمهوریت بسیار بهندرت به چشم میخورد. بهدلیلِ فسادِ اداری گسترده، تمام داراییها و ثروتِ ملی کشور به تاراجگران سپرده میشد و با گذشتِ هر روز، به ثروتِ ثروتمندان و فقرِ فقرا افزوده میشد. اگر چه در عصر جمهوریت پای مؤسساتِ خارجی زیادی به کشور باز شده بود و پولهای هنگفتی از کشورهای اروپایی به افغانستان سرازیر میشد، اما بهدلیلِ فسادِ اداری گسترده و نبودِ رهبرانِ واقعی و دلسوز، این ثروتِ بادآورده به دستهای بیمهرِ تاراجگران سپرده میشد و همچنان سایهی شومِ فقر بر کشور گسترده بود؛ بنابراین، افغانستان در طولِ تاریخ به وضعیتِ نامطلوبِ اقتصادی گرفتار بوده و همواره بهعنوانِ یک کشور فقیر در جهان معروف بوده است و همین وضعیتِ نامطلوبِ اقتصادی یکی از چالشها و موانعِ مهمِ تاریخی در مسیر دموکراسی قلمداد میشود.
بنابراین، به دو دلیل میتوان گفت که فقر نمیتواند به توسعهٔ سیاسی و گسترش فرهنگ دموکراسی کمک نماید. دلیلِ اول—میتوان گفت هرگاه که ثروت کم شود، درگیریها بر سرِ منافع و ثروتها افزایش مییابد و از آنجایی که طبقاتِ ثروتمندِ جامعه جهتِ حفظِ منافع و داراییهای خود، دموکراسی و مفاهیمِ آن از قبیلِ مساوات، عدالت و سیطرهٔ اکثریتِ مردم بر تصمیمهای ملی را تهدیدی بالقوه یا بالفعل برای ثروت و منافعِ خود میدانند، از تحققِ دموکراسی جلوگیری مینمایند. دلیلِ دوم اینکه فقر و استثمار ممکن است در میان عدهی زیادی از قشرِ زحمتکش و کارگر، کینه و نفرتِ طبقاتیِ خانمانسوزی را ایجاد نماید که شواهدِ زیادی از آن در طولِ تاریخ مشاهده شده است. همچنانکه توسعهٔ اقتصادی زمینهی پیدایش دموکراسی است، فقر نیز عاملی بازدارندهٔ دموکراسی بهحساب میآید. به باورِ هانتینگتون، فقر مانع و چالشِ اصلیِ توسعهٔ دموکراسی است. آیندهٔ دموکراسی به آیندهٔ توسعهٔ اقتصادی بستگی دارد. چالشها و موانعی که بر سرِ راهِ توسعهٔ اقتصادی است، دموکراسی را از گسترش بازمیدارد (هانتینگتون، ۱۳۷۰: ۳۴۰).