نویسنده: محبوبی
فصل پنجم: دموکراسی از ایده تا عمل
حقوق بشر آمریکا
هنگامی که دموکراسی به عنوان یک ایده و نظر در کتابها مورد مطالعه قرار میگیرد، حقوق بشر به عنوان یکی از اصول اساسی و بنیادی آن نام قلمداد میگردد؛ چنان که وجود دموکراسی بدون حقوق بشر قابل تصور نیست. اما هنگامی که دموکراسی را در عمل مشاهده میکنیم، خبری از حقوق بشر نیست؛ زیرا آمریکا که خود را سردمدار دموکراسی و مجری قوانین آن میپندارد، یکی از کشورهایی است که بیشترین رفتارهای ضد انسانی را در جهان معاصر از خود به نمایش گذاشته است. آمریکا از زمانی که پا به عرصه وجود گذاشته است، به نام دموکراسی، آزادی، برابری، عدالت، صلح، حقوق بشر و… ملتها را استثمار و قتل عام نموده و کشورهای مختلف جهان را غارت و ویران کرده است. آمریکا، حقوق بشر که یکی از اساسات دموکراسی است، را آن گونه که خود میپسندد، تعریف میکند. زبان حقوق بشر، گفتمان قدرت نرم آمریکاییسازی است که ایالات متحده از طریق آن تلاش میکند به سلطه خود بر جهان مشروعیت بخشد. در این زمینه سازمانهای بینالمللی از هیچ صلاحیتی برخوردار نیستند و بسیاری از این سازمانها، همانند سلاحی علیه ملتهای زجر دیده جهان در اختیار آمریکا و متحدانش از جمله انگلیس هستند.
آمریکا به دلیل مشابهتسازیهای مستقیم و غیرمستقیم میان مسلمانان و گروههای افراطی، نقش غیرقابل کتمانی در گسترش اسلامهراسی در جهان و بالطبع نقض حقوق انسانی میلیونها پیرو دین اسلام دارد. آمریکا با بهانههایی مثل جنگ با تروریسم، حقوق بینالملل را نادیده گرفت و به افغانستان تجاوز کرد و با شایعات بیاساسی؛ از جمله وجود خطر جنگافزارهای کشتار جمعی، ترویج و استقرار دموکراسی به جنگ عراق رفت و آن کشور را ویران کرد. علاوه بر قتل عامهای فجیع و گسترده افراد غیرنظامی، بسیاری از زیرساختهای این کشور نابود گردید. اشغالگران آمریکایی در طول اشغال عراق، از سلاحهای غیرمتعارفی چون سلاحهای شیمیایی، بمبهای خوشهای، گلولههای فسفر سفید و اورانیوم ضعیف شده استفاده نمودند که باعث شد پیامدهای انسانی و اجتماعی شدیدی بر این کشور وارد گردد. نهادهای به اصطلاح دموکراتیک آمریکایی، کمترین توجه نسبت به این اقدامات ضد بشری دولت آمریکا از خود نشان ندادند. همچنین بمباران مکانهای غیرنظامی در افغانستان و عراق و کشتار غیرنظامیها بهخصوص زنان و کودکان، از نمونههای بارز نقض حقوق بشر است.
مأموریت شکست خورده