نویسنده: محبوبی
فصل پنجم: دموکراسی از ایده تا عمل
دموکراسی ایدهای برای فتح جهان
ادامه
جانِ کلام اینکه دموکراسی که در ایدهها و نظریات مطرح میشود، با دموکراسی که در عمل پیاده میشود، کاملاً متفاوت است و دموکراسی از هر نگاه با اندیشهٔ اسلامی موافق و سازگار نیست. باید خاطرنشان کرد که هیچگاهی هدف و مقصد آمریکا از حمله و تهاجم به کشورها استقرار نظامِ دموکراسی و مردمسالاری نبوده است، بلکه همواره از آن استفادهٔ ابزاری نموده است. گاهی دموکراسی را ابزاری برای جنگطلبی و خشونت قرار داده، گاهی از آن بهعنوان دستاویزی جهت گسترش امپریالیسم غرب و گاهی از آن بهعنوان راهکاری برای فتح جهان بهرهبرداری نموده است. سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن و یا جدا کن و غالب شو»، همواره در تاریخ بشر با نامِ جنگطلبان بزرگ و قدرتهای استعماریِ سلطهگر و انحصارطلب گرهخورده است. آمریکا، انگلیس و برخی کشورهای دیگر، همواره این سیاستِ مهم را در دستورِ کار خود داشتند و از طریقِ جداسازی و تجزیهٔ سرزمینها و قدرتها بهآسانی به فتح و غلبه بر آنان دست یافتهاند.
بر این اساس، پس از جنگِ سرد، منطقهٔ خاورمیانه بهخصوص کشورهای اسلامی، کانونِ طرحهای استعماری و تجاوزِ آمریکا و اروپا مطرح شدند. به فرضِ محال که دموکراسی چنانکه در تئوری مطرح است، در عمل نیز پیاده شود و کشوری بهدرستی به نظامِ دموکراسی ملبس باشد، آیا این کشور میتواند نظامِ دموکراسی را به کشورهای دیگر ترویج نماید؟ چنین اتفاقی ممکن نیست و اگر هم ممکن شود، ابتدا باید گفت: نظامِ دموکراسی آنگونه که در تئوری عنوان شده است، به نظامی گفته میشود که مردم حکومت میکنند و معنای اصلی آن حاکمیت مردم است و دموکراسی در بطنِ یک جامعه از پایین، در بین مردم شکل میگیرد و حتی حاکمانِ جامعه نمیتوانند دموکراسی را بهزور در یک جامعه بهوجود بیاورند؛ این در حالی است که دولتِ آمریکا که هیچگونه اعتقادی به ایدئولوژیِ دموکراسی، آزادی، برابری، عدالت، حقوق بشر و… ندارد، از آنسویِ جهان به منطقهٔ خاورمیانه آمده و با زور و جنگِ ویرانگر، در صددِ ترویج و استقرارِ دموکراسیِ موردنظرِ آمریکا است.
مأموریت شکست خورده