تالیف: سید ابوالحسن ندوی
آنگاه که از بالا و پایین حملهآور شدند
«قریش» با ارتش دههزارنفری خود بهسوی «مدینه» حرکت کردند و در جوار «المدینه» مستقر شدند. «غطفان» نیز با تمام متحدین خود شرکت داشت، و حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و سلم هم با تَطلُق سههزار نفر از مسلمانان برای مقابله با کفار آماده شد.
بین «قریش» و آن حضرت فقط «خندق» حایل بود. مسلمانان با «بنیقریظه» از قبل عهد و پیمان بسته بودند، اما «حیی بن اخطب» که سردار «بنینضیر» بود، آنان را وادار به نقض عهد و پیمان نمود. «بنیقریظه» بعد از درنگ و امتناع، بالاخره عهد و پیمان خود را زیر پا گذاشتند. وقتی رسول اکرم صلیالله علیه و سلم پیرامون این مسئله را تحقیق نمود و از آن باخبر گشت، ناراحتی و پریشانی مسلمانان بیشتر شد و ترس و وحشت آنان شدت گرفت. از طرف دیگر تقلّب بعضی از منافقان نیز آشکار گشت. حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و سلم وقتی اوضاع را بحرانی دید، تصمیم گرفت که با قبیلهٔ «غطفان» صلح برقرار کند، مشروط بر اینکه یکسوم محصولات «مدینه» را به آنها بپردازد. انگیزهٔ این تصمیم، دلسوزی آن حضرت نسبت به انصار و آسانگرفتن بر آنان بود؛ زیرا آنها بیشتر از دیگران مسئولیت و بار جنگ را بر دوش داشتند. اما بعد از اینکه حضرت «سعد بن معاذ» و «سعد بن عباده» ثبات، استقامت و قاطعیت خود را در مقابل دشمنان نشان دادند، آن حضرت از تصمیم صلح با «غطفان» منصرف گردید.
«سعد بن معاذ» گفت: یا رسولالله صلیالله علیه و سلم! ما و اینها زمانیکه در عقیدهٔ شرک و پرستش بتها بهسر میبردیم و خدا را نمیشناختیم و پرستش نمیکردیم، در آن وقت اینها فقط در صورتی از محصولات «مدینه» استفاده میکردند که مهمان میشدند یا بهای آن را میپرداختند. یا رسولالله صلیالله علیه و سلم! امروز که خداوند متعال ما را به نعمت اسلام و هدایت مشرّف ساخته و به ما توسط شما و لطف خویش عزّت بخشیده است، چگونه میشود ما اموال خود را در اختیار آنها قرار دهیم؟ یا رسولالله صلیالله علیه و سلم! ما انصار به چنین صلحی نیاز نداریم. سوگند بهالله، ما هیچچیزی بجز شمشیر برای آنها نداریم، تا اینکه خداوند متعال بین ما و آنها قضاوت فرماید. اینجا بود که رسول گرامی صلیالله علیه و سلم فرمود: هرچه نظر شما باشد، همان درست است.
نبی رحمت