نویسنده: کرار
این روزها برای مردم افغانستان دیدن اینهمه رنج و صحنههای تلخ چیز تازهای نیست. دههها جنگ و اشغال، مردم را بارها و بارها وادار به مهاجرت و آوارگی کرده است؛ از زمان هجوم ارتش سرخ شوروی تا حملهٔ نیروهای آمریکایی.
اما دردناکتر اینکه حالا دلیل سرگردانی هزاران خانواده، کشوری است که سالها میزبانشان بوده، همان جایی که افغانها در ساختن شهرها و چرخاندن اقتصادش سهم بزرگی داشتند.
نیروی کار افغان با کمترین حقوق، دشوارترین مشاغل را در دست گرفت و سرمایهگذاران افغان پول و داراییشان را روانهٔ بازار کردند؛ اما امروز همان کارگران و سرمایهداران، همراه با خانوادههایشان با تحقیر و فشار از خانه و زندگیشان رانده میشوند.
زنانی که کسی را ندارند، کودکان یتیمی که پناهی ندارند، در اوج بیمروتی همسایه ناخلف از مرز رد میشوند؛ و این همه در حالیست که از سوی کشور همسایه مدام شعار پوشالی اخوت و برادری شنیده میشود.
تصاویر بازگشت هزاران آواره با دست خالی، بدنهای زخمی، کودکان بیمار و مادران خسته، دل هر انسانی را به درد میآورد. بسیاری حتی فرصت پیدا نکردند دستمزدشان را بگیرند یا اسباب زندگیشان را جمع کنند.
هیچ بهانهای این رفتار خشن را توجیه نمیکند. آدمی اگر اندکی وجدان داشته باشد، چنین جفایی را در حق یک خانواده و یک ملت روا نمیدارد. رها کردن مادران و کودکان در این گرما و بیابان، از هر ظلمی دردناکتر است.
در این میان اگر تلاش شبانهروزی مسئولان حکومت سرپرست و همت مردم نیکاندیش نمیبود، وضعیت بسیار وخیمتر میشد. در کنار کمکهای مردمی، حکومت سرپرست، در این روزها برای مهاجرین خوراک، آب، دوا و سرپناه آماده میکند.
جوانان داوطلبانه پای کارند، علما و مدیران محل به مشکلات رسیدگی میکنند و همهٔ بخشهای دولتی برای ساماندادن وضعیت تلاش دارند.
حکومت سرپرست تا امروز چندین شهرک مسکونی در نقاط مختلف کشور برای بازگشتکنندگان آماده نموده و هزاران جریب زمین به این خانوادهها اختصاص داده است. همچنین صدها هزار مهاجر با کمک همین حکومت بدون پرداخت هزینه، به ولایتهایشان بازگردانده شدهاند.
جا دارد همهٔ ما قدردان این حمایتها باشیم و دست کسانی را که خالصانه خدمت میکنند بفشاریم. وقت آن رسیده که همه باهم دستبهدست هم دهیم و همانطور که در سرزمینهای بیگانه زحمت کشیدیم، حالا خانهٔ خود را آباد کنیم.