فهرست بستن

اومانیسم و عبودیت «جایگاه انسان در اندیشه غربی و اسلامی»

نویسنده: نهضت
فصل دوم: انسان در نظام فکری اومانیسم
درآمد
این فصل به بررسی سیر تحول، مبانی و تجلیات اندیشهٔ اومانیستی در غرب می‌پردازد. با عبور از کلیات و مباحث مفهومی فصل نخست، این فصل با رویکردی تاریخی-تحلیلی، فرایند شکل‌گیری و تحول اومانیسم را از دورهٔ رنسانس تا عصر حاضر پی می‌گیرد. مطالعهٔ این سیر تاریخی نشان می‌دهد که چگونه اومانیسم از یک جنبش فکری محدود در دوران رنسانس، به پارادایم مسلط تمدن غربی تبدیل شده است. در این مسیر، سه دورهٔ کلیدی قابل تشخیص است: رنسانس با محوریت احیای انسان‌گرایی کلاسیک، عصر روشنگری با تأکید بر عقل خودبنیاد، و دورهٔ مدرن-پست‌مدرن با ویژگی‌های خاص خود.
این فصل سپس به تحلیل مؤلفه‌های بنیادین اومانیسم غربی می‌پردازد که مهم‌ترین آن‌ها فردگرایی افراطی، عقلانیت ابزاری و سکولاریسم رادیکال است. این مؤلفه‌ها که در ابتدا به‌عنوان راهکاری برای رهایی انسان از سلطهٔ کلیسا مطرح شدند، به‌تدریج به ایدئولوژی مسلط در عرصه‌های مختلف زندگی تبدیل گردیدند. در بخش پایانی فصل، تجلیات عینی این اندیشه در حوزه‌های مختلف تعلیمی، فلسفی، سیاسی، هنر و علم مورد بررسی قرار می‌گیرد. این بررسی نشان می‌دهد چگونه اومانیسم توانسته است با تغییر نگرش به انسان، ساختارهای اجتماعی و فرهنگی غرب را دگرگون سازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *