تالیف: سید ابوالحسن ندوی
موافقت با شریعت بنیاسرائیل
«آر. وی. سی بادلی» (R.V.C Bodory) در کتاب خود «حیات محمد رسول» میگوید: «محمد» در کشور عربی تنها بود. قلمرو او از نظر مساحت به یکسوم ایالات متحده «آمریکا» میرسید. جمعیت این کشور بالغ بر پنج میلیون نفر بود.
«محمد» دارای تشکّل و سپاه مستقلی نبود که به کمک آن بتواند مردم را به اطاعت از دستورات خود با اکراه وادار نماید و ارتش او بیش از سههزار نفر رزمنده نداشت و این ارتش مختصر نیز از نظر تسلیحات، کاملاً مجهز نبود.
با این شرایط، اگر «محمد» در قضیهای همچون قضیهی خیانت و عهدشکنی «بنیقریظه» از خود قاطعیت نشان نمیداد و آنها را مجازات نمیکرد، قطعاً آیندهی اسلام در «جزیرهالعرب» به مخاطره میافتاد.
بدون شک کشتار یهود بسیار سخت و تکاندهنده بود ولی در تاریخ ادیان، این حادثه در نوع خود بیسابقه نبوده است. از دیدگاه مسلمانان این عمل کاملاً مجوز داشت. بعد از این جریان، قبایل عربی و یهودی کاملاً متوجه شدند که در آینده چنانچه بخواهند نقض عهد کنند و مرتکب خیانت شوند، باید قبلاً خوب فکر بکنند، زیرا عواقب وخیم عهدشکنی را با چشم خود مشاهده نمودند و دانستند که «محمد» قدرت دارد و آنچه را که بخواهد به اجراء درمیآورد.
یکی از فواید نابودی آخرین پایگاه یهود در «مدینه» این بود که این عملیات باعث تضعیف حرکت تفرقه و فعالیتهای منافقان گردید و در روحیهی آنان تأثیر منفی گذاشت و اعتماد و آرزوهای آنها را بهطور کلی از بین برد. زیرا «بنیقریظه» آخرین پایگاه تفرقه منافقان بهشمار میآمد.
دکتر «اسرائیل ولنفسون» ضمن تحلیل و بررسی غزوهی «بنیقریظه» چنین اظهار نظر میکند:
و اما منافقان صدایشان بعد از روز «قریظه» پست و ضعیف گردید. بعد از این تاریخ، چنان قول و عملی از آنها سر نزد که با ارادهی پیامبر و اصحابش معارض باشد، چنانکه قبلاً احتمال آن وجود داشته.
نبی رحمت