نویسنده: محبوبی
فصل ششم: مأموریت شکستخورده (ناکامی دموکراسی)
شکست دموکراسی در افغانستان
أ. انتخابات فسادآلود و تقلبی
برگزاری انتخابات شفاف، عادلانه و بهدور از تقلب و فساد، یکی از الزامات و ضروریات اساسی دموکراسی است تا آنجا که وجود دموکراسی بدون برگزاری انتخابات شفاف، قابلتصور نیست. همچنین انتخابات یکی از فرایندهایی است که امکان تمرین دموکراتیک را فراهم میآورد. موفقیت و شکست دموکراسیها تا حدود زیادی به این عامل مهم بستگی دارد. اما در کشورهای توسعهنیافته آوردن دموکراسی همیشه دارای بار مصنوعی، نمایشی، از بالا به پایین و دیکتهشده و فرمایشی بوده است. به همین دلیل، در بیشتر موارد به بنبست مواجه شده است؛ از جمله در افغانستان. دموکراسی در این کشور و تمرین انتخابات بهعنوان یک عامل مهم و سرنوشتساز دموکراسی، همواره با کموکاستیهای بزرگ و چشمگیر همراه بوده است. درضمن اینکه نتوانسته است به سیر صعودی و تکامل دموکراسی کمک نماید، با فساد و تقلبهای گسترده و بیاعتبار نمودن رأی مردم همراه بوده و پیوسته دموکراسی را به ابتذال کشیده و زمینهی رکود و فروپاشی آن را فراهم نموده است. فرایندهای انتخاباتی افغانستان در بیست سال جمهوریت، هر یک پس از دیگری با عقبگردها و انهزامهای بیشتر مواجه شده بود که سرانجام پروسهی انتخابات در افغانستان به نمایشی پر از فساد، تقلب و جعل تبدیل شده بود؛ زیرا تهداب ساختمان دموکراسی در کشور در کنفرانس بن کج گذاشته شد. به مصداق این بیت:
خشت اول گر نهد معمار کج *** تا ثریا میرود دیوار کج
دیوار دموکراسی افغانستان روی سنگ کجِ بن، نارسا تهدابگذاری شد. آمریکاییها توانستند مهرهی دستنشاندهی مورد نظر خود یعنی آقای کرزی را با هماهنگی پاکستان و کشورهای مرتجع عربی بر مردم تحمیل کنند. هدف آمریکاییها این بود که یک مهرهی مورد اعتماد مطلق خود را که در عین زمان مورد پذیرش پاکستان، کشورهای عرب و ترکیه هم باشد، روی کار بیاورند. روش و شیوهای که برای انتخاب رئیس جدید کشور در بن پیش گرفته شد، با هیچ معیاری از معیارهای دموکراسی مطابقت نداشت و عمیقاً غیردموکراتیک و در مقیاس کشور ضدملی بود؛ زیرا بر اساس دموکراسی که غربیها میخواستند آن را بر افغانستان تحمیل نمایند، اول اینکه این نشست بهجای بن، باید در داخل افغانستان برگزار میشد و تمام مردم در آن اشتراک میداشتند. در حالیکه در این نشست تنها نمایندگان دستچینشدهی جناحهای سیاسی و نظامی اشتراک داشتند و کسی به نمایندگی از روشنفکران و لایههای دیگر اجتماعی اشتراک نداشت؛ یعنی همه کارها در غیبت مردم صورت گرفت. سپس پروسهای که با این زیربنای تقلب و فساد آغاز شده بود، در ادامه و سالهای بعد نیز در این پروسهی فسادآلود و تقلبآمیز، رأی شهروندان ارزش خود را باخته و زیر نام انتخابات و تبلور ارادهی مردم، با توسل به ابزار دموکراسی، بدترین نوع استبداد مدرن را بر مردم تحمیل نمودند.
مأموریت شکست خورده