فهرست بستن

نبی رحمت

تالیف: سید ابوالحسن ندوی
گذشت از ظالم و بذل و بخشش به محروم
رسول اکرم صلی‌الله علیه و سلم گروهی از اسب‌سواران را به سوی «نجد» اعزام داشتند. آنها ثمامه بن اثال» را که سردار «بنی‌حنیفه» بود دستگیر کرده، نزد رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم آوردند و او را به ستونی از ستون‌های مسجد بستند. رسول اکرم صلی‌الله علیه و سلم از کنار «ثمامه» گذشت و فرمود: ما عندک یا ثمامه (چطورید شما ای ثمامه؟) او گفت:
(یا محمد ان تقتل تقتل ذا دم و ان تنعم تنعم علی شاکر و ان كنت تريد المال فسل تعط ماشئت)
ای محمدا اگر مرا بکشی کسی را کشته‌ای که مستحق کشتن است. چنانچه مورد عنایت و لطف قرار دهی بر یک انسان سپاس‌گذار لطف کرده‌ای و اگر مال می‌خواهی طلب کن هرچه می‌خواهی به شما داده خواهد شد.
حضرت او را به حال خود گذاشت. دوباره او را دید و مانند سابق گفتگو فرمود و «ثمامه بن الال» نیز حسب سابق پاسخ داد. بار سوم نیز همین گفتگو تکرار شد. بالاخره حضرت فرمود:
«اطلقوا ثمامه» ثمامه را آزاد کنید. او را آزاد کردند.
«ثعامه» کنار نخلستانی که نزدیک مسجد بود رفت و استحمام نمود و سپس برگشت و مشرف به اسلام گردید و گفت: قسم به خدا در روی زمین هیچ چهره‌ای مانند چهره شما نزد من مبغوض نبود اما حالا چهره شما محبوب‌ترین چهره نزد من است. قسم به خدا هیچ دینی مانند دین شما نزد من منفور نبود ولی حالا دین شما محبوب‌ترین ادیان نزد من شده است. یا رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم سواران شما مرا در حالی دستگیر کردند که من عازم عمره بودم. رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم به او مژده داد و فرمود: بروید و عمره خود را ادا کنید.
وقتی «ثمامه» نزد قریش رفت «قریش» گفتند: صبوت یا ثمامه؟ (ثمامه تو بی‌دین شده‌ای؟) «ثمامه» گفت: خیرا قسم به خدا من به دست محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم ایمان آورده‌ام. قسم به خدا از این تاریخ به بعد تا زمانی که رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم اجازه ندهد یک دانه گندم از «یمامه» به شما نخواهد رسید (یمامه از مناطق توابع مکه بود). «ثمامه» بعد از ادای عمره به منطقه خود رفت و دستور داد هیچ نوع محموله‌ای به مکه نرود. سرانجام «قریش» دچار مشکل شدند و به رسول اکرم صلی‌الله علیه و سلم نامه نوشتند و از آن حضرت درخواست نمودند که به «ثمامه» بنویسد که از حمل مواد غذایی برای آنها جلوگیری نکند. حضرت رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم با نوشتن نامه‌ای به «ثمامه»، این خواسته «قریش» را برآورده ساختند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *