فهرست بستن

مأموریت شکست خورده

نویسنده: محبوبی
فصل ششم: مأموریت شکست‌خورده (ناکامی دموکراسی)
شکست دموکراسی در افغانستان
‌ج. قوم‌گرایی سیاسی
ادامه
پس به‌دور از واقعیت نیست که امروز از دوره‌ حاکمیت غنی به‌عنوان «جمهوری کوتوله‌های قومی» نام برده می‌شود. حاکمان عصر جمهوریت، چهره‌های بدنام قومی را که از نگاه مردم افغانستان برنامه‌ای جز ترویج تبعیض، ایجاد شکاف‌ قومی، انحصار قدرت و ثروت و تضعیف مردم‌سالاری نداشتند، صلاحیت تمام دادند و این نخبگان فاسد، فضای سیاسی کشور را به فساد آلوده ساختند. نهادهای دولتی را به فساد و تباهی کشاندند. مقام‌ها و کرسی‌های دولتی را مال شخصی پنداشته، با آن‌ها تجارت کردند و از این طریق به ثروت هنگفتی دست یافتند. فرزندان دلسوز وطن را با بهانه‌های واهی از قدرت کنار زدند و میان مردم و حاکمان فاصله‌ ایجاد کردند. مردم افغانستان این نخبگان فاسد را در کنار دو رئیس‌جمهور، از عوامل اساسی بربادی، تباهی و ویرانگری کشور در عصر جمهوریت می‌دانند (کاوه، ۲۰/۱۰/۱۴۰۰).
جابه‌جایی نخبگان سیاسی و چرخش قدرت در افغانستان در دوره‌های مختلف تاریخی با توجه به عصبیت‌های قومی صورت گرفته است. قوم‌گرایی به‌عنوان محور مشترک خواست‌های همه‌ زمامداران تلقی می‌شود. این مشخصه مشروطیت اول و دوم را نابود کرد، مغز محرک نظام‌های ایدئولوژیک شد، چپ و راست در دامن قومیت سقوط کرد و نظم دموکراسی لیبرالی نیز در گودال قومیت فرو رفت و حاکمان قوم‌گرا، آخرین میخ را بر تابوت دموکراسی نیم‌جان افغانستان کوبیدند. اگرچه نگاه غالب در جامعه‌ افغانستان این است که زمینه‌ شکست و مرگ نظام جمهوریت و دموکراسی افغانستان به‌وسیله‌ی سلاح فراهم شده است؛ در حالی‌که همیشه این‌گونه نیست که سلاح و جنگ‌ها نظامی زمینه‌ساز مرگ مفاهیم و ارزش‌ها و ایدئولوژی‌ها شود، بلکه راه‌های زیاد برای درهم شکستن دموکراسی وجود دارد که از آن جمله، وجود رهبران و حاکمان فاسد در نظام دموکراسی است که فضا و بستر را برای مرگ زودهنگام فراهم می‌سازد (همان).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *