فهرست بستن

نبی رحمت

تالیف: سید ابوالحسن ندوی
غزوه بنی المصطلق
در واقع آن لحظه وقت کوچ و حرکت هم نبود اما به‌هرحال همگی از آنجا حرکت کردند. رسول گرامی آن روز از صبح تا شب و از شب تا صبح روز بعد یکسره راه رفتند تا این‌که بعد از گرمای آفتاب در جایگاهی فرود آمدند. دیری نگذشت که بر اثر خستگی به‌خواب رفتند. «عبدالله فرزند عبدالله بن ابی» که مرد مسلمان و مخلصی بود، جلوی پدرش را گرفت، شترش را خواباند و گفت: امروز تو را نمی‌گذارم تا این‌که بگویی تو ذلیل هستی و «محمد» عزیز است. در آن اثنا حضرت رسول‌الله از آنجا می‌گذشت. با دیدن آن‌ها فرمود: اما او (عبدالله بن ابی) را بگذارید برود؛ به‌خدا تا زمانی‌که او در میان ما باشد با او به‌نیکویی و مدارا رفتار خواهیم کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *