فهرست بستن

اومانیسم و عبودیت «جایگاه انسان در اندیشه غربی و اسلامی»

نویسنده: نهضت
فصل ششم: مأموریت شکست‌خورده (ناکامی دموکراسی)
شکست دموکراسی در افغانستان
ز. احزاب سیاسی منفعل

از نگاه تئوری دموکراسی، احزاب سیاسی چرخ ماشین دموکراسی‌اند. چنان‌که اگر احزاب سیاسی در یک جامعه‌ی دموکراتیک درست عمل نکنند یا احزاب سیاسی به‌گونه‌ی بی‌رویه رشد نمایند، چرخ دموکراسی به‌درستی نمی‌چرخد و از هدف اساسی دموکراسی منحرف می‌شود. از نگاه تئوری دموکراسی، احزاب سیاسی در مشروع‌سازی قدرت، جلوگیری از استبداد قدرت، تأمین منافع عمومی، امنیت و سلامت شهروندان نقش دارند. در واقع بدون احزاب، این منافع حیاتی شهروندان به‌سختی تأمین می‌شود. اما احزاب سیاسی در افغانستان با توجه به رشد و تعدد بی‌رویه، ماهیت قطبی، قومی، سنتی و شخصی که داشتند، در بیست سال جمهوریت هیچ‌گاهی نتوانسته‌اند رسالت خود را در قبال شهروندان و نظم دموکراسی به انجام برسانند. بیشتر این احزاب در پی ساختن جزیره‌های قدرت و از این‌ طریق در پی تأمین منافع شخصی‌شان بودند. تأسیس یک حزب سیاسی را بهترین راه برای رسیدن به مقام و کرسی دولتی در نظام دموکراسی می‌دانستند. در بیست سال جمهوریت که نظام دموکراسی بر کشور حاکم بود، احزاب سیاسی با سوءاستفاده از اصل تعدد احزاب، به ایجاد هسته‌های قومی و تنش‌های زبانی و نژادی در محوریت حزب‌های سیاسی پرداختند. با سوءاستفاده از این اصل، پایه‌های دموکراسی را در کشور به لرزه درآوردند و زمینه‌های رکود آن را فراهم آوردند. احزاب سیاسی در بیست سال دوران جمهوریت نه‌تنها مخل نظم دموکراسی بودند، بلکه همانند یک زهر کشنده در بدنه‌ی دموکراسی عمل می‌کردند. احزاب سیاسی هرچه پراکنده‌تر می‌شدند و بر تعددشان افزوده می‌شد، به همان میزان نفاق و پراکندگی را در جامعه بیش‌تر و پایه‌های دموکراسی ضعیف‌تر می‌کردند. این خود عاملی دیگر شد برای فروپاشی نظام نوپای دموکراسی.

در فرجام می‌توان گفت که عواملی متعددی چون انتخابات فسادآلود و تقلبی، منفعت‌سالاری، قوم‌گرایی سیاسی یا سیاست‌های قومی، فساد گسترده، انحصار قدرت سیاسی، تضعیف جامعه‌ی مدنی و احزاب سیاسی منفعل از متغیرهایی است که نه‌تنها نگذاشت این ایدئولوژی سیاسی در کشور قوام و دوام یابد، بلکه موریانه‌وار و خاموشانه بنیادهای این نظم را به‌طور تدریجی سست کرد و زمینه‌ی فروپاشی برق‌آسای آن را فراهم آورد. آمریکا برای استقرار و پیاده‌نمودن دموکراسی مورد نظرش به افغانستان، این کشور را مورد تهاجم و تاخت‌وتاز قرار داد و مدت بیست سال بر این ملت حکمروایی کرد و مبالغ هنگفت و حیرت‌آوری در جنگ این کشور هزینه نمود، اما پس از مدت بیست سال با قبول شکست مفتضحانه، نظام مورد نظرش را برداشت و این کشور را برای همیشه ترک کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *