فهرست بستن

اومانیسم و عبودیت «جایگاه انسان در اندیشه غربی و اسلامی»

نویسنده: نهضت
فصل دوم: انسان در نظام فکری اومانیسم

  1. تجلی انسان‌محوری در تمدن و فرهنگ غرب
    از سپیده‌دم تاریخ تا به امروز، هیچ جنبش فکری به اندازه اومانیسم در غرب نتوانسته است مفهوم «انسان» را این‌چنین دگرگون کند. اومانیسم، با گذر از اسطوره‌ها و نظام‌های متافیزیکی کلیسایی، به عقیده معتقدین انسان را از حاشیه به مرکز صحنه تمدن آورد؛ موجودی نه زبون و نیازمند لطف آسمانی، بلکه توانمند، عاقل و شایسته کرامت. این انقلاب فکری که ریشه در خاک حاصل‌خیز رنسانس ایتالیا داشت، به‌تدریج همه عرصه‌های فرهنگ و تمدن بشر غربی را درنوردید؛ از فلسفه محض غربی که عقل انسانی را معیار حقیقت قرار داد، تا هنر که برای نخستین بار زیبایی‌های زمینی را به‌جای قدیسین تصویر کرد؛ از سیاست که حق حاکمیت را از آن مردم دانست، تا علم که طبیعت را نه به‌عنوان رازی ماورایی، بلکه به مثابه پدیده‌ای قابل درک توسط خرد انسان کاوید.
    آنچه در پی می‌آید، تجلی اومانیسم در تمدن و فرهنگ غرب است، اینکه چگونه اومانیسم: در فلسفه، اراده آزاد انسان را جایگزین جبر الهی که از سوی کلیسا مطرح شد کرد. در هنر، بدن انسان را به زیباترین شکل ممکن به تصویر کشید و تقدیس نمود. در سیاست، سنگ‌بنای دموکراسی‌های مدرن را گذاشت و در علم، جرئت شکستن تابوهای دیرینه را به بشریت بخشید. این داستان انسان غربی است؛ موجودی که روزی در سایه‌ی کلیساها پنهان بود و امروز بر بلندای دستاوردهای اومانیسم منهای دین ایستاده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *