نویسنده: نهضت
فصل دوم: انسان در نظام فکری اومانیسم
- تجلی انسانمحوری در تمدن و فرهنگ غرب
ب. تجلی در نظام تعلیمی-آموزشی
اومانیسم با ایجاد تحولی بنیادین در نظام تعلیمی، رویکردی نوین به فرآیند یادگیری ارائه داد که تا امروز نیز تأثیرات آن قابل مشاهده است. در این پارادایم جدید، تعلیم و آموزش دیگر محدود به حفظ متون مقدس مسیحی نبود، بلکه به فرآیندی پویا برای پرورش انسانهای چندبعدی تبدیل شد. هسته مرکزی این تحول، توجه همزمان به سه جنبه اساسی بود: رشد عقلانی از طریق مطالعه متون کلاسیک، پرورش ذوق ادبی و هنری و تقویت فضایل اخلاقی.
مطالعه آثار فلاسفه و شاعران یونان و روم باستان، بخش جداییناپذیر این نظام تعلیمی-آموزشی شد. این متون نه به عنوان میراثی منجمد، بلکه به مثابه ابزاری برای تقویت تفکر انتقادی و گسترش دیدگاههای فلسفی مورد استفاده قرار میگرفتند. در صنفهای درس اومانیستی، گفتوگوی آزاد و مباحثه جایگزین روشهای سنتی سخنرانی یکطرفه شده بود. این شیوه تعلیمی به متعلمین میآموخت که چگونه استدلال کنند، پرسش بپرسند و دیدگاههای خود را به شیوهای منطقی بیان نمایند. یکی از دستاوردهای مهم این نظام تعلیمی-آموزشی، ایجاد پیوند میان نظریه و عمل بود. دانشآموزان و متعلمین نه تنها به مطالعه متون میپرداختند، بلکه تشویق میشدند که آموختههای خود را در زندگی واقعی به کار گیرند. این طرز فکر به تدریج منجر به ظهور طبقه جدیدی از فرهیختگان شد که دامنه فعالیتهایشان از حوزههای علمی و ادبی تا عرصه سیاست و مدیریت اجتماعی گسترش یافت. تأثیر این تحول تعلیمی-آموزشی را میتوان در شکلگیری پوهنتونهای مدرن و گسترش سوادآموزی به طبقات مختلف جامعه مشاهده کرد (ویل دورانت، ۱۳۷۸، جلد ۵، ص ۶).
امروزه بسیاری از اصولی که در آن دوران پایهگذاری شد؛ مانند اهمیت تعلیم چندرشتهای، تلفیق هنر و علم و پرورش شهروندان و افراد آگاه؛ همچنان اساس نظامهای تعلیمی پیشرو در سراسر جهان را تشکیل میدهند. این میراث به ادعا ارزشمند، نشاندهنده باور عمیق اومانیستها به توانایی بیکران انسان برای رشد و تعالی از طریق دانش و خردورزی است.