نویسنده: نهضت
فصل دوم: انسان در نظام فکری اومانیسم
- تجلی انسانمحوری در تمدن و فرهنگ غرب
د. تجلی در هنر و زیبایی
رنسانس با نگاهی نو به انسان، انقلابی در هنر پدید آورد. هنرمندان این دوره دیگر انسان را موجودی ضعیف و گناهکار در دام کلیسای مسیحی نمیدیدند، بلکه او را زیبا، توانمند و شایسته ستایش تصویر کردند. این تغییر نگرش، آثار هنری را دگرگون ساخت. در نقاشیهای این دوره، چهرههای انسانی با دقتی بیسابقه ترسیم میشدند. هنرمندان با مطالعهی دقیق آناتومی بدن انسان، توانستند پیکرههایی طبیعی و پرتحرک خلق کنند. این توجه به جزئیات بدن انسان، نشاندهندهی احترام جدید به کالبد مادی محسوب میشد. زیباییهای طبیعی نیز جایگاه ویژهای یافتند. منظرهپردازی که پیش از این جنبهی نمادین داشت، اکنون با نگاهی واقعگرایانه ترسیم میشد. پرترهها نه فقط برای ثبت چهرهی اشراف، بلکه برای نمایش شخصیت و درون آدمی کشیده میشدند. پرسپکتیو علمی یکی از دستاوردهای بزرگ هنر رنسانس بود که جهانبینی اومانیستی را به شکلی ملموس تجسم بخشید. این تکنیک که بر پایهی اصول هندسی و ریاضی استوار بود، برای نخستین بار در تاریخ هنر، فضایی سهبعدی و متناسب با ادراک انسانی از جهان خلق کرد. بیننده اکنون میتوانست خود را در مرکز تابلو احساس کند. حتی در موضوعات مذهبی نیز تغییر چشمگیری رخ داد. قدیسان و شخصیتهای کتاب مقدس از جمله مسیح با چهرههایی انسانی و احساسات زمینی تصویر میشدند. این انسانگرایی دینی، پیوند جدیدی بین امر مقدس مسیحی و زندگی روزمره ایجاد کرد (رجبی، 1389: 204). معماری نیز از این تحول بیبهره نماند. ساختمانها با توجه به تناسبات انسانی طراحی میشدند. زیبایی نهفته در اعداد و هندسه، بازتابی از نظم کیهانی دانسته میشد که انسان قادر به درک آن بود. این تحولات هنری نشان میدهد که چگونه اومانیسم، زیباییشناسی جدیدی را بنیان نهاد که در آن انسان هم موضوع هنر بود، هم خالق آن و هم معیار سنجش زیبایی.