نویسنده: محبوبی
فصل اول: لیبرالیسم
- عوامل پیدایش لیبرالیسم
از نگاه تاریخی و اجتماعی، لیبرالیسم آغازین به دلیل افزایش استبداد و ظلم در جامعه، در قالب یک جنبش ضد استبدادی بروز کرد و سپس شکل و شمایل یک مکتب را به خود گرفت. این جنبش و ایدئولوژی در بدایت کار، یعنی زمانی که هنوز در قالب یک جنبش بود، علل و عوامل زیادی زمینههای پیدایش و شکلگیری آن را فراهم آورده است که در ادامه به دو عامل مهم اشاره شده است:
أ. استبداد خودسرانه کلیسا
باید اذعان نمود که عوامل و علل زیادی در پیدایش و شکلگیری اندیشهی لیبرالیسم نقش داشته است، اما به طور قطعی میتوان گفت که یکی از مهمترین علل پیدایش لیبرالیسم، استبداد خودسرانه کلیسا و حاکمیت سیاسی کلیسا بوده است؛ چنانچه استبداد خودسرانه کلیسا را عامل پیدایش مرحلهی اول لیبرالیسم در قالب یک شورش دانستهاند. مرحلهی اول پیدایش لیبرالیسم، شورشی بود در مقابل استبداد خودسرانه کلیسا. بدیهی است که در این مرحله میان جنبش اصلاح دین (قرن شانزدهم) و لیبرالیسم رابطهی عمیقی وجود داشته است. نهضت اصلاح دین به سرکردگی مارتین لوتر و جان کالون، نخستین گام در برابر استبداد مذهبی بود که سرانجام، به ایجاد فرقهی «پروتستان» در برابر کلیسای کاتولیک انجامید. فرقهی پروتستان، جلوهی از لیبرالیسم در قالب یک شورش و نهضت بود. پروتستانیسم، مذهب فردگرایانه بود که به ترویج تساهل، رواداری و آزادی پرداخته و در راستای ترویج فردگرایی و آزادی مددکار و یاور مهمی برای اندیشهی لیبرالیسم در نظر و عمل بوده است. البته ناگفته نباید گذاشت که بسیاری از تأثیرات و بهرهدهیهای پروتستانیسم بر لیبرالیسم را نباید تنها و مستقیم در انگیزهها و آموزههای نخستین اصلاحطلبان پروتستان دانست، بلکه بیشتر تأثیرات در تحولات، پیامدهای و نتایج ناخواسته و تناقضآمیز قرون بعدی به ثمر نشست. به تعبیر آنتونی آربلاستر: لیبرالیسم در واقع روایتی اینجهانی از آموزهها و انگارههای پروتستان بود. به باور وی، لیبرالیسم اساساً عبارت بود از: پروتستانگرایی منهای خدا (مشکات، 1394: 375).