فهرست بستن

نقدی بر اندیشه‌های سیاسی

نویسنده: محبوبی
فصل اول: لیبرالیسم

  1. معرفت‌شناسی لیبرالیسم

معرفت‌شناسی لیبرالیسم بر مبانی چون: عقل‌گرایی، تجربه‌گرایی و نسبی‌گرایی استوار است. از این جهت علم‌گرایی مبتنی بر تجربه و عقل را می‌توان مبنای معرفت‌شناختی تفکر لیبرالی دانست. این مبنا زمینه لازم برای نقد و حمله به احکام کلیسایی و سنت‌های دگماتیک را فراهم کرد و بعدها به‌عنوان ملاک و معیار روشنگری، اصول جدید را از سنت‌ها و امور دینی جدا ساخت. اندیشمندان لیبرال، علم‌گرایی را در مقابل جزم‌اندیشی و مطلق‌انگاری قرار دادند و سپس با تعمیم آن به بیشتر حوزه‌های زندگی، آن را بر دو پایه تجربه و عقل استوار کردند. این رویکرد معرفت‌شناختی، هسته اصلی تفکر لیبرالیسم را تشکیل می‌دهد و تأثیرات عمیقی بر فلسفه، سیاست و فرهنگ غرب گذاشته است.

در روش تجربی، منشأ و منبع کلیه معلومات انسانی، تجربه حسی و وجدانی است و مفاهیم، اصول و معلومات ماقبل تجربه در انسان وجود ندارد. این دیدگاه که ریشه در اندیشه‌های فیلسوفانی مانند جان لاک و دیوید هیوم دارد، بر این باور است که دانش انسان از طریق تجربه‌های حسی و مشاهدات عینی شکل می‌گیرد. در کنار تجربه‌گرایی، عقل‌گرایی نیز بخشی از تاریخ معرفت‌شناختی لیبرالیسم را تشکیل می‌دهد. عقل‌گرایی بر این اصل استوار است که معرفت باید با کمک عقل، نیروی مدرکه‌ای که فراتر از حواس ظاهری است، توجیه شود. این دیدگاه که در آثار فیلسوفانی مانند رنه دکارت و ایمانوئل کانت مشهود است، بر توانایی عقل در کشف حقایق جهان تأکید می‌کند (آربلاستر، 1367: 275).

لیبرالیسم در بعد معرفت‌شناختی، با اتکا بر مجموعه‌ای از روش‌های تجربی و عقلی، در نهایت به پوزیتیویسم منطقی و تجربه‌گرایی افراطی می‌رسد که بر عدم قطعیت در علوم تأکید دارد. بر این اساس، اصل معرفت و حقیقت، موضوعی نسبی، متغیر و غیرقابل اعتماد تلقی می‌شود و شناخت، امری کاملاً شخصی و وابسته به تجربیات فردی است. در این دیدگاه، واقعیت صرفاً همان چیزی است که مادی و قابل مشاهده باشد، و ارزش‌ها و مفاهیم مابعدالطبیعی به‌عنوان اموری غیرواقعی و ناملموس در نظر گرفته می‌شوند. این رویکرد به نسبی‌گرایی معرفتی منجر می‌شود که یکی از ویژگی‌های بارز لیبرالیسم است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *