نویسنده: نهضت
فصل سوم: انسان در نظام فکری اسلام
درآمد
انسان بهعنوان محور آفرینش و موضوع اصلی تمامی علوم انسانی، همواره کانون توجه اندیشمندان و مکاتب فکری مختلف بوده است. فصل حاضر با عنوان «انسان در نظام فکری اسلام» در پی تبیین الگوی اسلامی انسانشناسی است که در تقابل جدی با پارادایم اومانیستی غرب (که در فصل پیشین به تفصیل بررسی شد) قرار میگیرد. این فصل با رویکردی نظاممند و ساختاریافته، به واکاوی ابعاد مختلف انسانشناسی اسلامی میپردازد.
پیش از ورود به مبانی انسانشناسی اسلامی، ضروری است به چند پرسش بنیادین پاسخ داده شود: انسانشناسی چیست؟ چه انواع و رویکردهایی دارد؟ و چرا مطالعه آن ضرورت دارد؟ این پرسشها بهعنوان مباحث مقدمهای برای فهم بهتر مباحث اصلی فصل مطرح میشوند. انسانشناسی بهعنوان دانش مطالعه ماهیت، ویژگیها و جایگاه انسان، دارای انواع مختلفی است: انسانشناسی فلسفی که به ماهیت وجودی انسان میپردازد؛ انسانشناسی دینی که انسان را در نسبت با امر مقدس بررسی میکند و انسانشناسی علمی که به مطالعه ابعاد زیستی و فرهنگی انسان توجه دارد. در این میان، انسانشناسی اسلامی با ترکیبی منحصر بهفرد از این رویکردها، الگویی جامع ارائه میدهد.
ضرورت بحث از انسانشناسی در چند محور قابل تبیین است: نخست آنکه شناخت انسان مقدمه ضروری برای هرگونه برنامهریزی در حوزههای تربیتی، اجتماعی و فرهنگی است. دوم آنکه فهم درست از ماهیت انسان، مانع از افتادن در دام تقلیلگراییهای مادی یا معنویگراییهای افراطی میشود. و سوم آنکه تنها با شناخت دقیق انسان میتوان به طراحی الگوی مطلوب زندگی فردی و اجتماعی دست یافت.
این فصل در بخشهای مختلف سامان یافته است که اصلیترین مباحث آن قرار ذیل است:
انواع انسانشناسی، ضرورت انسانشناسی، مبانی انسانشناسی اسلامی، مؤلفههای انسانشناسی و تجلیات آن در حوزههای مختلف. در حالیکه فصل پیشین به بررسی اومانیسم غربی پرداخت، این فصل نشان خواهد داد که چگونه انسانشناسی اسلامی با حفظ تمامی ابعاد وجودی انسان (مادی، معنوی، فردی و اجتماعی)، الگویی متعادل و جامع ارائه میدهد که هم از کرامت ذاتی انسان دفاع میکند و هم او را در چارچوب رابطه با خداوند و جامعه معنا میبخشد. این بررسی تطبیقی میتواند زمینه را برای نقد اومانیسم غربی از منظر اسلامی فراهم آورد.