نویسنده: نهضت
فصل سوم: انسان در نظام فکری اسلام
چیستی انسانشناسی
انسانشناسی اسلامی به عنوان دانشی بنیادین در منظومه معارف دینی، به بررسی نظاممند ماهیت، ویژگیها و جایگاه انسان در نظام هستی میپردازد. این علم با اتکا به منابع معرفتی شامل قرآن، احادیث پیامبر اکرم(ص)، عقل سلیم و گاهبهگاه شهود عرفانی، تصویری جامع از حقیقت انسان ارائه میدهد. قرآن کریم به عنوان اصلیترین منبع این دانش، در آیات متعددی همچون «وَفِی أَنفُسِکُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ» (ذاریات، 21) انسان را به تأمل در خویشتن فراخوانده و او را آینهای از اسرار الهی معرفی میکند.
ماهیت انسان در نگاه اسلامی دارای ابعاد متکامل و سلسلهمراتبی است. از یکسو، انسان موجودی مادی و دارای نیازهای طبیعی است که قرآن از آن به «أَحْسَنِ تَقْوِیم» (تین، 4) تعبیر میکند. از سوی دیگر، دارای ابعاد عقلانی، روحانی و معنوی است که او را تا مقام «خلیفهاللهی» ارتقا میدهد. این جامعیت وجودی، انسان را از سایر مخلوقات متمایز ساخته و مسئولیتهای ویژهای را بر عهده او نهاده است. قول معروفی در زبان عربی است که بیشتر در کتابهای عرفانی و حکمی مشاهده میشود و درباره اینکه آیا این حدیثی از پیامبر اکرم(ص) است یا خیر، حرفوحدیثهایی در این باره وجود دارد که بیان میدارد: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ». این مقوله بر این حقیقت تأکید دارد که شناخت نفس، کلید شناخت خداوند متعال است.
ابعاد انسانشناسی اسلامی را میتوان در پنج سطح تحلیل کرد: بعد جسمانی که شامل ساختار فیزیولوژیک و نیازهای مادی است؛ بعد روانی که مشتمل بر احساسات، عواطف و غرایز میباشد؛ بعد عقلانی که به انسان قدرت تشخیص و انتخاب میدهد؛ بعد روحانی که ارتباط با عالم ملکوت را ممکن میسازد؛ و بعد اجتماعی که انسان را موجودی مدنیبالطبع معرفی میکند. این ابعاد در تعامل با یکدیگر، هویت پیچیده انسانی را شکل میدهند.
کارکردهای انسانشناسی اسلامی در حوزههای مختلف حیات فردی و اجتماعی آشکار میشود. در حوزه تربیتی، این علم به طراحی نظام تعلیمی مبتنی بر فطرت کمک میکند. در عرصه اجتماعی، حقوق و تکالیف متقابل فرد و جامعه را تبیین مینماید. در زمینه اخلاقی، معیارهای فضیلت و رذیلت را مشخص ساخته و در حوزه سیاسی، شاخصهای حکمرانی مطلوب را تعیین میکند. این کارکردهای چندگانه، انسانشناسی اسلامی را به دانشی کاربردی و راهگشا برای حل مسائل جامعه معاصر تبدیل کرده است.
تمایز اساسی انسانشناسی اسلامی با دیگر مکاتب انسانشناختی در چند محور قابل تبیین است: نخست آنکه برخلاف رویکردهای مادیگرا که انسان را محدود به بعد جسمانی میدانند، اسلام به همه ابعاد وجودی انسان توجه دارد. دوم آنکه در مقابل اومانیسم که انسان را محور مستقل عالم میپندارد، اسلام رابطه عبد و معبودی را اصل میداند. سوم آنکه برخلاف نظریههای افراطی که به تحقیر انسان میپردازند، اسلام کرامت ذاتی انسان را مورد تأکید قرار میدهد. این توازن و اعتدال، انسانشناسی اسلامی را به الگویی جامع و کارآمد برای هدایت بشر تبدیل کرده است.