نویسنده: نهضت
فصل سوم: انسان در نظام فکری اسلام
2.انواع انسانشناسی
ب.انسانشناسی شهودی- عرفانی
در مقابل انسانشناسی تجربی، انسانشناسی شهودی یا عرفانی قرار دارد که رویکردی کاملاً متفاوت به مطالعه انسان دارد. این روش که ریشه در سنتهای عرفانی و معنوی دارد، از طریق علم حضوری و اشراق درونی به شناخت انسان میپردازد (ابدالی، 1403: 59). عرفان به دو بخش نظری و عملی تقسیم میشود. عرفان نظری به تفسیر هستی، خدا، جهان و انسان میپردازد و در این راه، هم از استدلالهای عقلی و هم از کشف و شهود بهره میگیرد. این بخش شباهتهایی با فلسفه الهی دارد، با این تفاوت اساسی که در حالی که فلسفه صرفاً به اصول عقلی تکیه میکند، عرفان مبادی و اصول کشفی را پایه استدلالهای خود قرار میدهد. عرفای بزرگ بر این باورند که کمال انسان در گرو بازگشت به اصل خویش و از بین بردن فاصله با ذات حق تعالی است.
عرفان عملی که به آن «علم سیر و سلوک» نیز گفته میشود، به روابط و وظایف انسان با خود، جهان و خدا میپردازد و راهنمای عملی برای رسیدن به کمال انسانی است. در این مسیر، سالک با راهنمایی مرشد کامل و با طی منازل و مراحل مختلف تهذیب نفس، به تدریج خود را به شناخت حقیقی خدا نزدیک میکند (خسروپناه، 1389: 41). ابزار اصلی این روش، دل و باطن انسان است و مجاهدت، تصفیه نفس و تمرینهای معنوی از ارکان اصلی آن به شمار میروند( ابدالی، 1403: 59). این نوع انسانشناسی با وجود عمق و غنای زیادی که دارد، به دلیل ماهیت شخصی و ذهنی تجربیات عرفانی، با چالشهایی در زمینه عینیت و انتقال پذیری یافتهها و ادعاها مواجه است.
اومانیسم و عبودیت «جایگاه انسان در اندیشه غربی و اسلامی»