تالیف: سید ابوالحسن ندوی
این پادشاهان دارای چه موقعیتی بودند؟
خسرو پرویز دوم (۵۹۰–۶۲۸م)
«خسرو پرویز، فرزند هرمز «چهارم» و نوه خسرو اول «انوشیروان» (معروف به عادل بود، عربها به او کسری آبرویز میگفتند) مراسم تاجگذاری وی بعد از قتل پدرش در سال ۵۹۰ م انجام گرفت.
«بهرام چوبین علیه «خسرو» شورش نمود و «خسرو» را شکست داد، او از مملکت «ساسانی» گریخت و به «موریقس (MAURICE) امپراطوری بیزانس» پناه برد و از او برای استرداد حکومتش تقاضای کمک نمود. «موریقس» با نیروهای بزرگی «خسرو» را کمک کرد.
جنگ خونینی میان «بهرام» و نیروهای بیزانس در گرفت. سرانجام «بهرام» شکست و «خسرو» بر تخت نیاکانش متمکن گردید.
«خسرو» در سال ۶۱۲ م بر مملکت بیزانس آهنگ هجوم کرد تا انتقام ولینعمت و پدر معنوی خود «موریقس» را از «فوقس» (Phocas) که غاصب سلطنت قیصر بود بگیرد. در همین دوران «فوقس» توسط «هر قل» به قتل رسید، اما قتل «فوقس» مانع پیشروی «خسرو» نگردید. او تا «قسطنطنیه» پیش رفت و به طرز بیسابقهای مملکت رقیبش را مورد تاختوتاز قرار داد. در سال ۶۱۵ م پیروزیها و فتوحات او به اوج خود رسید، تا اینکه بالاخره هرقل ایرانیها را از کشورش بیرون راند و بر مرکز مملکت «ساسانی» حملهور گردید. «خسرو» مجبور شد که پایتخت را ترک نموده به جایگاه امنی پناهنده شود، اما دیری نپایید که در کودتایی در سال ۶۲۸ م به قتل رسید.
نبی رحمت