نویسنده: نهضت
فصل سوم: انسان در نظام فکری اسلام
- مبانی انسان شناسی
أ. طبيعت دوگانه انسان (جسم و روح)
این دو ساحت (جسم و روح) نقشها و وظایف متفاوتی در وجود انسان دارند. جسم، ظرف مادی و حسی است که انسان را به دنیای فیزیکی مربوط میکند و از طریق آن با محیط مادی تعامل پیدا میکند. اما روح منبع تمامی ظرفیتهای بالقوه انسانی است، از جمله عقل، اختیار، احساس، هوشیاری، مسئولیت اخلاقی و توانایی معرفت الهی. این موضوع در منابع اسلامی مورد تأکید قرار گرفته است و نشان میدهد که بدون شناخت این دوگانگی، نمیتوان به درک کامل از انسان دست یافت. در روایات اسلامی، انسان به عنوان مظهر اسماء و صفات خداوند معرفی شده است؛ زیرا روح الهی در وجود او نشانههای علم، قدرت و حکمت خداوند را آشکار میکند. این دیدگاه در حدیث و سخن مشهور «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ عَرَفَ رَبَّهُ» نیز برجسته شده است که حاکی از نقش مرکزی انسان در کشف حقیقت الهی است.
از سوی وجود روح در انسان زمینه لازم برای فهم مسائل مهم دینی مانند معاد، نبوت و غیره را فراهم میکند. اعتقاد به زنده شدن دوباره انسان در قیامت مستلزم باور به وجود روح مجرد است که با مرگ بدن نابود نمیشود و میتواند به حیاتی مستقل ادامه دهد. این مطلب در آیه «وَ قالُوا أَءِذا ضَلَلْنا فِی الأَرْضِ أَءِنَّا لَفِی خَلْقٍ جَدِید» (سجده: ۱۰). برجسته شده و نشان میدهد که منکران معاد، در واقع از عدم باور به بعد معنوی انسان نشأت میگیرند. بنابراین، بدون شناخت صحیح از طبیعت دوگانه انسان، نمیتوان مبانی عقیدتی اسلام را به خوبی فهمید. در متون عرفانی و حکمی اسلامی نیز، انسان به عنوان موجودی معرفی شده است که از طبیعت و ماورای طبیعت تشکیل شده است؛ در حالی که حیوان صرفاً به سطح طبیعت محدود است و فرشتگان فقط در حوزه معنویت وجود دارند، انسان در تعامل دائمی بین دو دنیای مادی و معنوی زیست و زندگی میکند. اما در مقابل، در اندیشههای غربی، به ویژه در مکتب انسانگرایی (اومانیسم)، انسان بیشتر به عنوان یک موجود مادی و طبیعی معرفی شده است. دکارت نیز در فلسفه غربی، روح را کاملاً مجرد از اوصاف جسمانی مانند مقدار و محل میدانست و آن را از بدن جدا میپنداشت. این دوگانهانگاری جوهری، هرچند در برخی موارد مورد پذیرش قرار گرفته است، اما بیشتر تحت تأثیر مادیگرایی و تفکر طبیعیگرایانه قرار گرفته است. در مقابل، اسلام با توجه به این دو ساحتی بودن انسان، نه تنها وجود روح را به عنوان یک واقعیت غیبی و الهی میپذیرد، بلکه آن را در تبیین حقوق، اخلاق، عبادات و اهداف معنوی انسان نقش محوری میدهد.
همچنین این دوگانگی، زمینه لازم برای تحلیل نظام علت و معلول در وجود انسان را فراهم میکند. محققان اسلامی بر این باورند که تمامی افعال، حالات و ویژگیهای انسان در تعامل با یکدیگر هستند و هر یک میتوانند تأثیری بر دیگری بگذارند. این امر زمینه لازم برای فهم روابط اخلاقی، روانی و معنوی انسان را فراهم میکند و انسانشناسی اسلامی را به یک نظام جامع و منسجم تبدیل میکند. اسلام با این نگاه جامع، انسان را موجودی معرفی میکند که نه تنها در دنیا زیست میکند، بلکه در آن به دنبال کمال و قرب از خداوند است.
بنابراین، مبناي اول انسانشناسي اسلامي؛ يعني دوگانگي ماهيت انسان نه تنها انسان را به عنوان يک موجود خاص و منحصر به فرد در نظام هستي معرفي ميکند، بلکه زمينه لازم براي فهم مسائل مهم ديني و اخلاقي را فراهم ميکند. اين ديدگاه با تکيه بر آيات قرآني، روايات و آراء فلسفي و عرفاني، تصويري جامع و عميق از انسان ارائه ميدهد که در آن، انسان نه تنها موجودي مادي است، بلکه موجودي معنوي، کمالپذير و غايتنماست که رسيدن به قرب خداوند، هدف نهايي وجود اوست.