نویسنده: نهضت
فصل سوم: انسان در نظام فکری اسلام
- مبانی انسان شناسی
ب. فطرت الهی انسان
ادامه:
جهانشمولی و همگانی بودن فطرت: فطرت الهی انسان، جامع و منحصر به فرد شخصی یا گروهی خاص نیست، بلکه در تمامی انسانها به طور ذاتی وجود دارد. این مسئله نشان میدهد که فطرت، پایهای واحد برای نوع انسانی است و مستقل از عوامل فرهنگی، اجتماعی یا تاریخی، تمامی انسانها دارای تمایل ذاتی به شناخت حقیقت و خداوند هستند. قرآن کریم در این زمینه میفرماید: «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ» (لقمان: ۲۵). این آیه نشان میدهد که حتی افرادی که در ظاهر مشرک یا غفلتزده به نظر میرسند، در لحظهای خاص و در مقابل سوال بنیادین درباره خالق جهان، بدون تردید، خداوند را به عنوان خالق معرفی میکنند. این واکنش عمومی، حاکی از وجود یک تمایل ذاتی و فطری در تمامی انسانهاست که به سمت شناخت خداوند سوق میدهد.
۲. تغییرناپذیری و ثبات فطرت: یکی دیگر از ویژگیهای مهم فطرت، ثبات و تغییرناپذیری آن است. اسلام بر این باور است که فطرت انسان در صورت اولیه خلقت، بدون انحراف و تحریف است و تنها تحت تأثیر محیط و شرور دنیایی ممکن است پوشیده شود، اما هرگز از بین نمیرود. این موضوع در قرآن به خوبی برجسته شده است: «صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً» (البقرة: ۱۳۸). عبارت «صِبْغَةَ اللَّه» به معنای رنگی که خداوند در وجود انسان گذاشته است، بیانگر این است که فطرت، یک واقعیت ذاتی و ثابت است که انسان با آن متولد میشود. این رنگ الهی، میتواند آلوده شود، اما هرگز از بین نمیرود. این ثبات فطرت، زمینه لازم برای هدایت مجدد انسان را فراهم میکند، حتی در شرایطی که ممکن است دور افتاده باشد.