نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی
- انواع دموکراسی
ب. دموکراسی نمایندگی (پارلمانی)
برجستهترین تغییر در دموکراسی، طی انتقال از دموکراسی مستقیم به آن چیزی اتفاق افتاد که امروزه بهعنوان دموکراسی مبتنی بر انتخاب نمایندگان وصف میشود؛ حکومت «مردم بهوسیله مردم» به حکومت «نمایندگان مردم بر مردم» تبدیل شده و سرانجام نیز به حکومت «نمایندگان اکثریت بر مردم» تغییر یافته است (نقیبزاده، 1372: 20). دموکراسی نمایندگی بیشتر در دولتهای جدید که وسعت و جمعیت زیادی دارند، اجرا میشود؛ در این دولتها مردم به طور غیرمستقیم به واسطه نمایندگان مورد اعتماد خود، اداره دولت را تنظیم و بیان میدارند. اصل اینگونه دموکراسیها چنین است که با وجود اینکه حاکمیت به مردم تعلق دارد، نمایندگانشان آن را اعمال میکنند. نمایندگان به صورت ادواری انتخاب میشوند و در برابر مردم مسئولاند (حافظنیا و کاویانی، 1383: 226).
ج. دموکراسی اجتماعی
این نوع از دموکراسی بر تأمین رفاه اجتماعی و ایجاد دولت رفاهی و توزیع ثروت در جامعه بهوسیله دولت تأکید مینماید. طرفداران دموکراسی اجتماعی در پی آن بودند تا اصول لیبرالیسم و حکومت مبتنی بر اصل نمایندگی و حاکمیت مرد را با اصول اصلاحات اجتماعی و عدالت توزیعی درآمیزند. به عبارت دیگر، دموکراسی اجتماعی آن نوع دموکراسی است که تا اندازهی روح سوسیالیسم در آن دمیده باشد و از این جهت از نگاه سیاستهای اجتماعی و اقتصادی در حد وسط میان لیبرالیسم و سوسیالیسم قرار میگیرد؛ بنابراین، دموکراسی اجتماعی بر مسئولیت اجتماعی دولت تأکید دارد، هر چند در عین حال پاسدار نظام سرمایهداری به وجهی تعدیل شده است (بشیریه، 1381: 182-183).
د. دموکراسی صنعتی
منظور از دموکراسی صنعتی، اعمال اصول دموکراسی بر شیوهی کار و زندگی طبقه کارگر است. از این دیدگاه دموکراسی تنها به زندگی سیاسی محدود نمیشود، بلکه بر زندگی اقتصادی نیز قابل اعمال است و بهویژه باید بر حیات اجتماعی و اقتصادی کارگران که اکثریت مردم را تشکیل میدهند اعمال گردد. برخی از نویسندگان هدف و منظور از دموکراسی صنعتی را تنها مشارکت کارگران در تصمیمگیریهای غیر اساسی قلمداد میکنند. دیدگاههای مختلفی پیرامون دموکراسی صنعتی مطرح شده است. برخی در مورد این نوع از دموکراسی تا آنجا پیش رفتهاند که دموکراسی صنعتی را معادل کنترل طبقهی کارگر بر کل نظام اقتصادی توصیف نمودهاند. خلاصه اینکه همه طرفداران دموکراسی صنعتی، خواهان نوعی اعمال کنترل از جانب کارگران بر کارگاهها و کارخانهها گردیدند. برخی نویسندگان بهجای واژه «دموکراسی صنعتی» اصطلاح دموکراسی اقتصادی، مدیریت کارگری و خودمختاری کارگران را به کار بستهاند (همان، 184-185).