نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی
- قلمرو دموکراسی
دموکراسی در بدو تولد که در آتن یونان باستان متولد گردید، بهعنوان یک اندیشه و تئوری سیاسی ایجاد شد که شیوه و نوع سیاست و حکمرانی جدیدی را پیش روی مردم گذاشت. سیاستی که مردم در آن نقش برازندهیی را ایفا مینمایند. اگر به پیشینه دموکراسی بنگرید، همین نتیجه حاصل میشود که دموکراسی یک اندیشه و نظام سیاسی است که بر محور عنصر اساسی «مردم» میچرخد و از ابعاد دیگر زندگی بشر (باورها، اعتقادات، فرهنگ، معنویات) در آن خبری نیست. در این نوع نظام، مردم نقش تعیینکننده دارند؛ چنانچه اگر مردم را از دایرهی نظام حذف کنیم، دیگر حکومت، سیاست و دموکراسی باقی نمیماند.
بنابراین، قلمرو شمولیت دموکراسی از نخستین روزهای شکلگیری در یونان باستان تا کنون، حول و محور سیاست و نظام حکومتی بوده است. شاید در تاریخ معاصر، بهخصوص سالهای پسین، محورها و ابعادی دیگر همانند: اقتصادی، فرهنگی و… به آن اضافه شده باشد، اما اندیشه دموکراسی همواره بر محور اصلی سیاست و حکمرانی میچرخد و بهعنوان محورهای فرعی به اقتصاد و فرهنگ جامعه نیز نیمهنگاهی دارد.
شخصیتهای دموکراسی
دموکراسی از بدو پیدایش در یونان باستان تاکنون که یکی از نظامهای زنده و پرطرفدار دنیا است، چنانکه منتقدین برجستهیی داشته است، حامیان بزرگ، شخصیتهای برجسته و افراد تأثیرگذار زیادی نیز داشته است که بهنوعی در ترویج و گسترش آن مؤثر بودند. در ذیل به چهار شخصیت از شخصیتهای برجسته دموکراسی پرداخته شده است:
أ. سولون (حدود 600-559 پیش از میلاد): قانونگذار و سیاستمدار یونانی در آتن باستان. به دلیل اصلاحات قضایی و مالیاش، نقش مهمی در توسعه دموکراسی آن زمان ایفا کرد.
ب. توماس جفرسون (1743-1826): نویسنده اعلامیه استقلال آمریکا، وزیر خارجه و سومین رئیسجمهور آمریکا. یک فیلسوف دموکراتیک لیبرال بود که آزادی فردی، حقوقدان، و حامی تفکیک قوا بود و در استقلال آمریکا نقش مهمی داشت.
ج. الکسی دوتوکویل (1805–1859) فیلسوف و سیاستمدار فرانسوی، در کتاب «دموکراسی در آمریکا» (1835) به تحلیل نظام دموکراتیک آمریکا پرداخت. او دموکراسی را بهعنوان یک نظام سیاسی که بر برابری و مشارکت شهروندان استوار است، مورد بررسی قرار داد. دوتوکویل همچنین هشدار داد که دموکراسی در جایی که حقوق اقلیتها نادیده گرفته میشود، به «استبداد اکثریت» منجر میشود. دوتوکویل بهعنوان یکی از مهمترین تحلیلگران دموکراسی شناخته میشود. ایدههای او دربارهی دموکراسی و خطرات آن تأثیر زیادی بر اندیشهی سیاسی مدرن گذاشت (دوتوکویل، 1383).
د. کارل پوپر (1902–1994) فیلسوف اتریشی-بریتانیایی، در کتاب «جامعه باز و دشمنان آن» (1945) به دفاع از دموکراسی و جامعهی باز پرداخت. پوپر معتقد بود که دموکراسی بهترین نظام سیاسی برای تضمین آزادی و پیشرفت اجتماعی است. او استدلال میکرد که دموکراسی باید بر اساس اصل «حکومت قانون» و «قابلیت رد صلاحیت حکومت بدون خشونت» استوار باشد. پوپر بهعنوان یکی از مدافعان جامعهی باز و دموکراسی لیبرال شناخته میشود. ایدههای او دربارهی حکومت قانون و قابلیت رد صلاحیت حکومت تأثیر زیادی بر اندیشهی سیاسی مدرن گذاشت (پوپر، 1384).