نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی
- چالشهای دموکراسی
بدون شک نقاط شکوهمند و کمالات رضایتبخش موجود در نظام دموکراسی، در مقام تعریف و ایده، دموکراسی را مطبوع و مطلوب عام و خاص نموده است. اما اگر دیده را به عرصهی واقع، حقیقت و امکان برانیم، با حقایق دیگری روبرو میشویم. مهمترین واقعیت مشهود این است که آنچه دموکراسی را دموکراسی یا مردم-سالاری میسازد، مشارکت مردمی در فرایند تصمیمگیری در عرصهی سیاسی است. اکنون اگر معلوم گردد که در عرصهی تحقق و امکان، مشارکت مستقیم و غیرمستقیم مردم عملی نیست، از دموکراسی یا مردمسالاری جز لفظی خوشبرش و عوامپسند چیزی دیگری نمیماند و این یک حقیقت است که از دموکراسی و مردمسالاری در مقام تعریف و ایده تا دموکراسی در مقام واقع و تحقق فاصلهای بس دور و دراز است.
چالشهای دموکراسی در همه جوامع یکسان نیست و به اشکال مختلف و با ماهیت متفاوت میتواند وجود داشته باشد. به نظر میرسد هرجا که دموکراسی وجود دارد، چالشها و موانع آن نیز موجود است. این چالشها و موانع هم در کشورهای که به دموکراسیهای بزرگ و باثبات مشهورند و هم در کشورهایی که «گذار به دموکراسی» را بهتازگی آغاز کردهاند و از دموکراسی حداقلی برخوردارند، وجود دارد. اما ابعاد، گستره، میزان تأثیرگذاری و نوع این چالشها متفاوت و متغیرند؛ مثلاً: در کشورهای غربی و جهان اول که دموکراسی بر آنها حاکم است، چالشهای دموکراسی، مانع جریان دموکراسی نشده است و نمیتوان این چالشها را موانع دموکراسی پنداشت، بلکه بیشتر میتوان به این چالشها با در نظر داشت آسیبهایی که در نظام سیاسی کشورها وارد میکنند، نگاه کرد. اما در کشورهای جهان سوم مانند افغانستان که چالشهای دموکراسی، مانع جریان نظام سیاسی دموکراسی شدهاند، میتوان این چالشها را همان موانع دموکراسی خطاب کرد و از این زاویه به بررسی آنها پرداخت.