فهرست بستن

اومانیسم و عبودیت «جایگاه انسان در اندیشه غربی و اسلامی»

نویسنده: نهضت
فصل سوم: انسان در نظام فکری اسلام

  1. مبانی انسان شناسی
    ‌د. هدفمندی آفرینش انسان
    در نظام فکری اسلام، آفرینش انسان تصادفی و بی‌هدف نبوده، بلکه مبتنی بر حکمت و فلسفه‌ای است که قرآن کریم با عباراتی ژرف و دقیق به تبیین آن پرداخته است. این نظریه هدفمندی، یکی از ارکان اساسی انسان‌شناسی اسلامی را تشکیل می‌دهد که با مفاهیمی چون کرامت ذاتی، خلافت الهی و مسئولیت اخلاقی در ارتباط تنگاتنگ است. به عبارت دیگر در دیدگاه اسلامی، هدفمندی آفرینش انسان یکی از بنیادین‌ترین مبانی در الهیات اسلام است که با توجه به منابع قرآنی و روایی، نقش محوری در شناخت صحیح از وجود، مقام و غایت انسان دارد. اسلام بر این باور است که خداوند، موجودی حکیم و عالم است و هر آنچه را آفریده، با هدفی معین و حکمتی عمیق آفریده است. این موضوع درباره جهان و تمامی موجودات و به‌ویژه درباره انسان صدق می‌کند؛ زیرا اسلام بر این باور است که انسان نه تنها موجودی دارای ساختار وجودی پیچیده است، بلکه آفرینش او بدون هدف نیست و خداوند در خلقت انسان، مقاصد والایی را دنبال کرده است.
    قرآن کریم در آیه «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» (ذاریات: ۵۶). این آیه، یکی از مهم‌ترین آیاتی است که درباره هدف اصلی خلقت انسان سخن می‌گوید. البته، واژه «عبادت» در اینجا فقط به معنای مناسک عبادی محدود نمی‌شود، بلکه شامل تمامی اعمالی است که انسان با شعور و اختیار انجام می‌دهد و به سمت خداوند حرکت می‌کند؛ یعنی زندگی‌ که با اراده و هوشیاری در راه خداوند طی شود. این دیدگاه، اسلام را از نظام‌هایی که انسان را موجودی تصادفی یا بدون غایت می‌دانند، متمایز می‌کند و نشان می‌دهد انسان، صرف‌نظر از تمامی عوامل تاریخی و اجتماعی، دارای یک هدف وجودی ثابت و غیرقابل انکار است که در عمیق‌ترین لایه‌های ذاتش نهفته است. این هدف، همانطور که در متون اسلامی برجسته شده، قرب خداوند، شناخت خود، معرفت الهی و رسیدن به کمال معنوی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *