فهرست بستن

نقدی بر اندیشه‌های سیاسی

نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی

  1. چالش‌های دموکراسی
    ‌د. تشریع قوانین

تشریع، قانون‌گذاری و تصمیم‌گیری یکی دیگر از چالش‌های بنیان‌برانداز دموکراسی است. ژان ژاک روسو اگرچه از طرف‌داران دموکراسی نوع مستقیم است، بازهم اعتراف می‌کند که بشر از عهده‌ی قانون‌گذاری برنمی‌آید و این کار از حیطه‌ی قدرت بشر بیرون است و اگر بشر قانون‌گذاری نماید، قطعاً همواره با چالش مواجه خواهد بود: «برای کشف بهترین قوانینی که به درد ملل بخورد، یک عقل کل لازم است که تمام شهودات انسانی را ببیند، ولی خود هیچ حس نکند، با طبیعت رابطه‌ای نداشته باشد، ولی به‌طور کامل آن را بشناسد. سعادت او مربوط به ما نباشد، ولی حاضر بشود به سعادت ما کمک کند. بالاخره به افتخاراتی اکتفا نماید که به مرور زمان علنی گردد. یعنی در یک قرن خدمت کند و در قرن دیگر نتیجه بگیرد…» (روسو، 1368: 81)؛ بنابراین، قانون‌گذاری امری ساده و کار بشر نیست.

از گفته‌های روسو به‌خوبی برداشت می‌شود که به‌راستی یکی از مواضعی که دموکراسی یا مردم‌سالاری را با چالش و مشکل جدی مواجه می‌سازد، موضع تدوین قانون است. آسیب‌ها و زیان‌های ناشی از این چالش نه‌تنها حیات دموکراسی را واژگون می‌نماید، بلکه سایر ارزش‌های بشری را در عرصه‌های فردی، خانواده، سیاسی و اجتماعی نیز به خطر مواجه می‌سازد. شاید نزد برخی این سؤال ایجاد شود که قانون‌گذاری که از اصول اساسی دموکراسی است، چگونه می‌تواند به‌عنوان چالشی فراروی آن قرار بگیرد؟ در تحلیل اینکه قانون‌گذاری یک چالش بزرگ برای دموکراسی است، باید گفت که نقص و نسبیت موجود در خرد و دانش بشری، به‌همراه خودخواهی و منفعت‌طلبی غیرقابل‌انکار در افراد و احزاب، در کنار تک‌ساحتی شدن انسان معاصر که به‌سبب آن تمام ابعاد و ارزش‌های بشری، جز علایق مادی، در محاق انزوا قرار گرفته است، از جمله عواملی است که همواره ضایعات و خسارات جبران‌ناپذیری به بار می‌آورد و البته تقصیر و قصور بشر در همین نقطه پایان نمی‌یابد. یکی از زمینه‌هایی که سقوط و هبوط انسان معاصر را آشکار می‌گرداند، آنجاست که انسان امروزی درحالی‌که به خود می‌بالد که به آخرین نقطه‌ی تاریخ، لیبرال دموکراسی، رسیده است، جز عقل ابزاری برای خویش هیچ درون‌مایه‌ای باقی نگذاشته است. پس چگونه می‌توان قانون‌گذاری که سرنوشت بشر را تعیین می‌کند، به عقل ابزاری سپرد که خودش سرشار از نقص و عیب است.

دموکراسی در جهان و به‌خصوص در افغانستان عصر جمهوریت با چالش‌های فراوانی مواجه بوده که در این نوشته به دلیل طولانی شدن بحث، مجال پرداختن به آن‌ها میسر نیست؛ بنابراین، به همین موارد از چالش‌های دموکراسی بسنده می‌شود. جهت کسب معلومات بیشتر پیرامون دموکراسی و چالش‌های آن به کتاب «مأموریت شکست‌خورده» نشرشده توسط اداره‌ی تحقیقاتی و نشراتی عروج مراجعه شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *