فهرست بستن

نبی رحمت

تالیف: سید ابوالحسن ندوی
غزوه‌ی خیبر
(سال هفتم هجرت)
ادامه:
رسول اکرم -صلی الله علیه و سلم-با ارتشی که تعداد نفرات آن بالغ بر هزار و چهارصد نفر و دوصد سواره‌نظام بود، روی به سوی «خیبر» نهاد و به کسانی که در «حدیبیه» تخلف کرده بودند، اجازه شرکت نداد. حدود ۲۰ نفر از زنان صحابه نیز جهت مداوای بیماران و خدمت به مجروحان و کمک به مجاهدان و تدارک و تهیه آب و غذا در دوران جنگ شرکت کرده بودند.
لشکر اسلام، تحت فرماندهی رسول‌الله-صلی الله علیه و سلم-، پس از حرکت در نقطه «رجیع» که میان یهود و «غطفان» قرار دارد، فرود آمد. هدف این بود که نگذارند غطفانی‌ها به اهالی «خیبر» کمک نمایند، زیرا غطفانی‌ها همیشه پشتیبان یهود بودند. بدین ترتیب جلوشان گرفته شد و فرصت نیافتند تا در میان رسول اکرم و اهل «خیبر» مداخله کنند.
رسول‌الله -صلی الله علیه و سلم- بعد از فرود آمدن دستور داد غذا را حاضر کنند. چیزی بجز «سویق» همراه نداشتند. فرمودند: سویق را با آب مخلوط کنند و بخورند.
وقتی آن حضرت نزدیک «خیبر» رسید، دعا کرد و از خداوند متعال طلب خیر و نیکی نمود و از شر منطقه و بدی ساکنان آن پناه خواست.

روش رسول گرامی -صلی الله علیه و سلم-این بود که هرگاه قصد جهاد با قومی می‌نمودند، تا وقت بامداد انتظار می‌کشیدند. اگر اذان فجر را می‌شنیدند، از حمله دست نگه می‌داشتند.
طبق همین معمول، شب را نزدیک «خیبر» گذراندند. وقتی بامداد شد و صدای اذان به گوش نرسید، بر مرکب‌ها سوار شده وارد «خیبر» شدند. اتفاقاً کشاورزان «خیبر» با لوازم کشاورزی و بیل‌ها و زنبیل‌های خود به سوی مزارع در حال حرکت بودند. وقتی چشم آنها به حضرت رسول‌الله -صلی الله علیه و سلم-و مجاهدان اسلام افتاد، فریاد برآوردند: «محمد و الخمیس معه» (محمد و لشکرش آمدند).
با دیدن این منظره بیمناک شده و پا به فرار گذاشتند.
رسول اکرم-صلی الله علیه و سلم- با صدای بلند فرمودند:
«الله‌اکبر، خربت خیبر، إنا إذا نزلنا بساحة قوم فساء صباح المنذرین»
«الله‌اکبر، ویران باد خیبر، هرگاه ما بر قومی تهاجم می‌آوریم، پس صبح آنان که بیم داده شده‌اند، بسیار بد می‌گردد.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *