تالیف: سید ابوالحسن ندوی
غزوهی خیبر
(سال هفتم هجرت)
ادامه:
من به اینخاطر از شما پیروی نکردهام؛
مردی روستایی به خدمت رسول اکرم -صلی الله علیه و سلم-مشرف شده اسلام آورد و گفت: میخواهم همراه شما هجرت کنم. آن حضرت او را به چند تن از اصحابش تحویل داد و فرمود: مواظبش باشید. وقتی غزوه «خیبر» اتفاق افتاد و مال غنیمت بهدست آمد، آن حضرت مقداری از مال غنیمت را تقسیم کرد و برای این تازهمسلمان نیز سهمیهای در نظر گرفت. روستایی مشغول چرانیدن گوسفندان بود. وقتی آمد، سهمیهاش به وی داده شد. او پرسید: این چیست؟
گفتند: سهمیهتان از مال غنیمت است که رسولالله -صلی الله علیه و سلم-عنایت فرموده است. او مال را گرفته نزد رسولالله -صلی الله علیه و سلم-آمد و چنین گفت: یا رسولالله، این چیست؟ حضرت فرمودند: مال غنیمت را تقسیم کردهایم، این سهمیه شماست. او گفت: من که به اینخاطر ازشما پیروی نکردهام؛ هدف من این بود که در راه خدا تیر به اینجا ـ اشاره به حلق خود کرد ـ بخورد و من در راه خدا کشته شوم و داخل بهشت گردم. حضرت فرمودند: اگر تو واقعاً با خدایت راست میگویی، خداوند تو را تأیید خواهد کرد.
سپس اصحاب برای جنگ با دشمن برخاستند، آن شخص نیز شرکت کرد و در راه خدا به شهادت رسید. وقتی جسد او را خدمت رسول اکرم-صلی الله علیه و سلم- آوردند، فرمودند: آیا واقعاً این همان شخص است؟ گفتند: آری. حضرت فرمودند: «صدق الله فصدقه»؛ او با خداوند راست گفت، خداوند راستی او را ثابت کرد.
آنگاه رسول اکرم -صلی الله علیه و سلم-او را با جبهه مبارک خود کفن پوشانید و بر وی نماز جنازه خواند و در حق او دعا کرد و در دعای خود فرمودند:
«اللهم هذا عبدك خرج مهاجراً فی سبیلک، قتل شهيداً و انا عليه شهيد»
بارالها، این بندهات در راه تو هجرت کرد و به شهادت رسید، من بر او گواه هستم.