نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی
- نقد و نظر
د. تشریع قوانین
تشریع قوانین یا قانونگذاری و تصمیمگیری از اساسیترین اصول اندیشه و نظام دموکراسی محسوب میشود. در این نظام، تشریع قوانین و حکمیت در اختیار مردم است؛ مردمی که از خیر و شر خود اطلاعی ندارند، کجا برسد که از خیر و شر دیگران آگاهی داشته باشند. تصمیمگیری به عهدهی کسانی است که خودشان برای رسیدن به مقام تصمیمگیری و قانونگذاری، محتاج دیگران هستند. در این نظام، قدرت و حاکمیت در اختیار کسانی است که شاید از طریق فساد، رشوت و دیگر راههای ناپسند به این پست و مقام رسیده باشند. پیروان اندیشه دموکراسی، در واقع پیرو ایدهها و نظریات کسانی هستند که سالها قبل مردهاند و در دنیای امروز هیچ دخل و تصرفی ندارند. این در حالی است که در نظام اسلامی، تشریع قوانین، تنها در انحصار خداوند حکیم و لایزال است؛ کسی که همواره بوده و همیشه هست و سرنوشت انسان در اختیار اوست و از خیر و شرّ انسان اطلاع کامل دارد و در هر کاری که میکند، حکمتی نهفته است. اگر با این پرسش که آیا پیروی از ایدهها و نظریات مردگان و زندگانی که از خیر و شرّ خود آگاه نیستند، بهتر است یا حیّ لایموت؟ به عقل و خرد مراجعه نمایید، قطعاً پاسخی که دریافت میکنید، این خواهد بود که پیروی از فرمایشات خداوند حیّ لایموت، بهمراتب بهتر از مردگانی است که سالها قبل استخوانهای آنها زیر خروارها خاک پوسیده است و در دنیا هیچ دخل و تصرفی ندارند و بهتر از زندگانی است که حتی از خیر و شرّ خود نیز بهدرستی آگاه نیستند. خلاصه اینکه دموکراسی بر نفی حاکمیت خداوند و شریعت الهی بنیانگذاری شده است. در حقیقت، دموکراسی مدرن بهعنوان پارادایم اجتماعی-سیاسی غرب مدرن بر پایه نادیدهگرفتن و نفی ربوبیت تشریعی خداوند سامان گرفته است، فلذا ماهیتی شرکآلود دارد.