فهرست بستن

نقدی بر اندیشه‌های سیاس

نویسنده: محبوبی
فصل سوم: سکولاریسم

معرفی سکولاریسم
ادامه:
مفهوم سکولاریسم مانند بسیاری از مفاهیم نوین دیگر، بر بستر تجربه مدرنیته در اروپای جدید، روییده و از درون اندیشه، فرهنگ و فرآیند تحولات چهار قرن اخیر مغرب‌زمین، سر برآورده است. در برخی جوامع اسلامی، عده‌ای از روشن‏فکران دینی متأثر از فرهنگ غرب، حتی از ضرورت به سکولاریسم و ایجاد هماهنگی میان دین و سکولاریسم سخن گفته‏اند. در زبان این‌ها سکولاریسم با عرفی شدن، عقلانی شدن و گاه علم و دانش جدید، یکسان انگاشته شده و هیچ‌گونه تغایری در این میان نیافته‏اند (آغاجری، 1382).
لفظ سکولار که از لغت لاتینی سکولوم اشتقاق یافته، به عالَمی اطلاق می‌شود که آخرت را نفی می‌کند؛ بنابراین سکولاریسم به معنی دنیاگرایی است. دنیاپرستی دقیقاً چیزی است که با لفظ سکولاریسم مطابقت دارد و می‌شود چنین تعبیر کرد که انصراف از حق و توجه کامل به دنیا است. حسب این توصیف، سکولاریسم به معنی گریز آگاهانه از دین و دعوت به بی‌توجهی به تجربیات و باورهای دینی است.
جریان‌های گوناگون و تجربه‌های متنوعی ضد دینی در غرب وجود داشته که نمی‌توان گوناگونی آن را نادیده گرفت. تجربه‌های مخصوص فرانسوی با مسیحیت (کاتولیک)، آلمانی با مسیحیت (پروتستان)، انگلیسی با مسیحیت (انگلیکان)، روسی با مسیحیت (ارتدوکس) و وضعیت خاص آن‌ها باعث شده که هر یک تعریف خاص خود را از این اصطلاحات و از جمله سکولاریسم داشته باشند. رویکرد تقلیل‌گرایانه به چنین مجموعه‌ای، ادراک معنا و مفهوم سکولاریسم را دچار چنددستگی و آشفتگی می‌کند.
معادل کلمه سکولاریسم در عربی (العلمانیه) است که با کسر و فتح عین خوانده شده است. عِلمانیه با کسره این لغت را مشتق از عِلم و دانش دانسته و سکولاریسم را دعوت به علم‌گرایی قلمداد کرده‌اند. عَلمانیه با فتح عین مشتق از کلمه عالَم است؛ بنابراین عَلمانیه به نقش انسان در عالم مربوط می‌شود و بر استقلال عقل انسانی در تمام عرصه‌هایی که به خدمت گرفته می‌شود تأکید دارد، بدون آن که عقل را نیازمند امور دینی و معنوی بداند (مریجی، 1382: 16-17).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *