تالیف: عبدالهادی مجاهد
مناقشه شبهاتی در مورد مشارکت در دیمورکراسی و پاسخ به آن؛
شبهه چهارم – مشارکت در دیموکراسی به منظور مصلحت دعوت
جواب سوم:
ادامه:
و این هم معلوم است که مشرکین قریش در آنزمان مانند کفار عصر حاضر دروغگو و دورو نبودند. آنها با وعدههاییکه با پیامبر -صلی الله علیه و سلم-مینمودند صادق بودند. آنها واقعاً به رسولالله صلى الله عليه وسلم سیادت، مال، پادشاهی و زعامت را میدادند، ولی در مقابل آن خواستار توقف مبارزهٔ رسولالله -صلی الله علیه و سلم-علیه نظام جاهلیت آنها بودند؛ کاریکه کفار دیموکراسی عصر حاضر نیز از مسلمانان همین مطالبه را مینمایند. ولکن رسولالله صلى الله عليه وسلم این پیشنهاد آنها را هیچگاه نپذیرفت. حالا سؤال در اینجاست که آیا آنعده اشخاص و گروههاییکه خود را اسلامی میدانند و با مشارکت خود در دیموکراسی از آن تأیید میکنند، از همینگونه حیثیت برخوردار هستند؟ ظاهر است که به آنها در بدل تأیید کفر دیموکراسی هیچچیزی به جز چند مشت پول داده نمیشود.
آیا به اینگونه اشخاص و گروههای اسلامی که خود را فریب میدهند، واقعاً اجازهٔ بیان اسلام راستین، ورد نمودن همهٔ انواع کفر و انجام اقدام عملی بر ضد آنها داده میشود؟ اگر داده میشود، پس در جریان یک قرن گذشته این حق در کدامیک از کشورهای اسلامی دیده شده؟ و اگر داده نمیشود، پس چرا به همچو حجتهای باطل استدلال میکنند و از منهج نبوی دعوت به اسلام که زندگی و دعوت صحابه رضي الله عنهم مثال زندهٔ آن است عدول نموده و به کناره میروند؟ اگر اینگونه مشارکت به مصلحت دعوت میبود، رسولالله -صلی الله علیه و سلم-آنرا در آنزمانیکه مسلمانان بهجز از پیشهکردن صبر کار دیگری نمیتوانستند، قبول میکرد. در آنزمان رسولالله صلى الله عليه وسلم اصحاب مظلومش را امر نمود تا به (حبشه) مهاجر شوند، ولی به آنها زندگیکردن با کفار را در یک نظام مشترک اجازه نداد تا به مردم بفهماند که اسلام برای زندگی، محیط و نظامی میخواهد که از هر نوع قید و بند جاهلیت آزاد باشد و مسلمانان تا زمانی آرام ننشینند که برای خود یک نظام آزاد و اسلامی خالص ساخته نباشند.