تالیف: سید ابوالحسن ندوی
رقابت در ترتیب و نگهداریِ دختر
و برابری میانِ مسلمین در حقوق
بر اثرِ تربیتِ رسولالله -صلی الله علیه و سلم-و تعالیمِ گهربار اسلام در دلها و اندیشهها، انقلاب و تحولِ بزرگی پدید آمد و در جامعهای که دختر مایهی ننگ و عارِ اشرافِ عرب محسوب میشد، و زندهبهگور کردنِ آن در بعضی قبایل مرسوم و متداول بود، چنان متحول گشت که نگهداری و تربیتِ دختران نهتنها مایهی عار نشد بلکه دخترها چنان محبوبیت و منزلتی یافتند که مسلمانان برای نگهداریِ آنها باهم رقابت مینمودند.
از طرفی، افرادِ جامعه باهم برابر شدند و هیچ فردی بهجز حق و تقوا بر افرادِ دیگر ارجح نبود. یکی از نمونههای این مدعا داستانِ ذیل است:
وقتی رسولِ اکرم -صلی الله علیه و سلم-خواستند از مکه حرکت کنند، دخترِ حضرتِ «حمزه» آنحضرت را دنبال کرد درحالیکه صدا میزد: «یا عم! یا عم!» (عمو جان! عمو جان!)
حضرت علی(رضیاللهعنه) او را گرفت و به «فاطمه»(علیهاالسلام) گفت: دخترِ عموی خود را نگهدار. «فاطمه» او را برداشت، اما «علی» و «زید» و «جعفر»(رضیاللهعنهم) باهم به نزاع پرداختند.
«علی» گفت: من به نگهداریِ وی حقدارتر هستم چون او دخترِ عموی من است.
«جعفر» گفت: من ذیحق هستم، بهدلیلِ اینکه هم دخترِ عموی من است و هم خالهاش در عقدِ من میباشد.
اما «زید» گفت: حق مالِ من است چون این دختر برادرزادهی من است.
رسولِ اکرم -صلی الله علیه و سلم-اینطور قضاوت نمودند که دختر را به خالهاش، همسرِ جعفر، سپرده و فرمودند:
«الخالة بمنزلة الأم» (خاله مانندِ مادر است).
و به «علی» فرمودند: «أنتَ منّی و أنا منک» (تو از من هستی و من از توام).
و به «جعفر» فرمودند: «أشبهتَ خَلْقی و خُلُقی» (تو در سیرت و صورت شبیهِ من هستی).
و به «زید» فرمودند: «أنتَ أخونا و مولانا» (تو برادر و دوستِ ما هستی).