نویسنده: نهضت
نتیجهگیری
ادامه:
در عرصهٔ اجتماعی، اومانیسم با تمرکز بر فردگرایی و حقوقِ فردی، جامعه را به مجموعهای از افرادِ آزاد و مستقل تبدیل کرده است. این رویکرد، با وجودِ مزایایی که در تقویتِ فردی و تضمینِ آزادیها داشته است، باعثِ تضعیفِ پیوندهایِ معنوی، اخلاقی و اجتماعی شده و به بحرانهایِ فرهنگی و اجتماعیِ زیادی در جوامعِ مدرن منجر شده است. عبودیتِ اسلامی در مقابل، با تأکید بر مبانیِ الهی و اخلاقی و مسئولیتِ اجتماعی، الگویی از همبستگیِ اجتماعی ارائه میدهد که هم از فردیتِ انسان حمایت میکند و هم به تعاملاتِ جمعی و عدالتِ اجتماعی توجه دارد.
در حوزهٔ تعلیم و تربیت نیز، نظامهایِ تعلیمی و آموزشی تحتِ تأثیرِ اومانیسم بهسمتِ تربیتِ افرادی مصرفگرا، تکساحتی و فاقدِ هویتِ معنوی حرکت کردهاند. در حالیکه عبودیت، بهدنبالِ تربیتِ افرادی است که نهتنها از لحاظِ مادی و فکری شکوفا باشند، بلکه دارایِ اخلاقِ مبتنی بر الهیاتِ دینی، روحیهٔ خدمت و مسئولیتپذیریِ معنوی باشند. این ناهمسانی و اختلاف، نشاندهندهٔ اهمیتِ پارادایمِ عبودیت بهعنوانِ یک نظامِ جامع و کامل برایِ بشریت است.
در عرصه و حوزهٔ اخلاق، اومانیسم به ارزشهایِ عقلبنیاد و قراردادی تکیه دارد، در حالیکه در عبودیتِ اسلامی اخلاق ریشه در فطرتِ الهیِ انسان و متونِ دینیِ اسلام دارد. در حوزهٔ سیاست، اومانیسم به حقوقِ فردی و حاکمیتِ مردمی تأکید دارد، اما اسلام ضمنِ پذیرشِ این ارزشها، آنها را در چارچوبِ مسئولیتپذیری در برابرِ خداوندِ متعال معنا میکند. در عرصهٔ هنر و علم نیز، اومانیسم به تقدیسِ زیباییهایِ زمینی و روشهایِ تجربی بسنده میکند، در حالیکه اسلام این امور را در پرتویِ ارتباط با خداوند معنا میبخشد.
اومانیسم و عبودیت جایگاه انسان در اندیشه غربی و اسلامی