نویسنده: محبوبی
فصل سوم: سکولاریسم
- پیشینه سکولاریسم
ادامه:
سکولار در ابتدا، مکتبی ضد دین نبود؛ هرچند که برخی از کامیابیهای بعدی آن در اثر همکاری با جنبشهای ضد دینی اواخر قرن نوزدهم، از طریق آثار چارلز برادلو صورت گرفت. سکولاریسم با کوشش آگاهانه، میخواهد بهجای دین، به خرد و تجربه انسانی تکیه کند (بخش تألیف و ترجمه اداره تحقیقاتی و نشراتی عروج، ۱۴۰۳: ۸).
تاریخ رواج و انتشار این اصطلاح در کشورهای اسلامی و عربی به اواخر قرن نوزدهم میلادی بازمیگردد. لغت عَلمانی در نیمه دوم قرن نوزدهم، در مصر شناخته شده و اهل فرهنگ و ادب عربی آن را قبول کرده بودند. عامل طرح و نشر این اصطلاح در مصر، استعمارگران فرانسوی بودند که در سال ۱۸۸۲ بر مصر تسلط یافتند. آنان کوشیدند تا مفاهیم اسلامی را که به جهاد با استعمارگران و وحدت امت اسلامی دعوت میکرد، از عرصه فرهنگ و ادب اسلامی مصر بیرون سازند. بدینجهت، بهصورت گسترده نفی رابطه اسلام و سیاست را تبلیغ میکردند. در اینباره بهانه و مستمسک آنان این بود که دین، انسان را به قهقرا دعوت میکند و با پیشرفت و تمدن منافات دارد و یگانه راه ترقی و تکامل علمی، عَلمانیت و سکولاریسم است؛ یعنی اهتمام ورزیدن به امور دنیوی، بر مبنای قوانین و مقررات علمی و بشری. عدهای از مسلمانان در کشورهای اسلامی عربی، فریب این شعار را خورده و علمانیت را پذیرا شدند (العامری، ۱۳۹۹).