فهرست بستن

نقدی بر اندیشه‌های سیاسی

نویسنده: محبوبی
فصل سوم: سکولاریسم

  1. بنیان‌های فکری سکولاریسم

برای اندیشه سکولاریسم مبانی فکری متعددی ذکر شده است. در ادامه به ذکر سه مبنا (علم‌گرایی، عقل‌گرایی و انسان‌گرایی) از مهم‌ترین مبانی سکولاریسم پرداخته شده است.
‌أ. علم‌گرایی یا ساینتیسم
علم‌گرایی یا اصالت علم، بدین معناست که فقط گزاره‌هایی واقعیت دارند و به انسان شناخت واقعی عطا می‌کنند که مبتنی بر حس و تجربه باشند. ازآنجاکه علم‌گرایان، علوم و معارف غیرتجربی را «علم» نمی‌شمارند، داده‌های عقلی و آموزه‌های وحیانی را غیرعلمی و بی‌حاصل قلمداد می‌کنند. از نظر علم‌گرایان، گزاره‌ای که از راه تجربه‌ی حسی اثبات شدنی باشد، شایسته‌ی نام «علم» است و تنها پروا‌ی علم، که به آسانی قابل تعریف و بیان است، این است که داده‌های تجربه را مشاهده و شکار کند؛ به‌عنوان مثال: یک سکولار علم‌گرا هیچ ارتباطی بین بارش باران و یک وجود متعالی ماورای طبیعی به نام خدا نمی‌بیند و آن را فقط بر اساس پدیده‌های مادی و عینی تفسیر می‌کند. از دیگر جنبه‌های آن این است که علم تجربی در ارائه‌ی راه درست زندگی و نیل به سعادت مطلوب، انسان را از دین بی‌نیاز می‌سازد. نتیجه‌ی واضح این فلسفه مورد بی‌مهری و انکار قراردادن آموزه‌ها و مفاهیم متافیزیکی و دینی است. با توجه به آنچه در تعریف علم‌گرایی بیان شد، برخی از ویژگی‌های علم‌گرایی عبارت‌اند از:
حس‌گرایی و تجربه‌گرایی. اعتبار دادن به قضایای مبتنی بر تجربه و مشاهده و بی‌اعتبار دانستن گزاره‌های متافیزیکی و دینی.
_تجربه و مشاهده تنها راه کشف واقعیت.
این ویژگی‌های علم‌گرایی، نقش علم‌گرایی را در سکولاریسم روشن می‌سازد؛ زیرا بر اساس این دیدگاه، دین و تعالیم دینی اعتباری ندارد و برای ساختن دنیا باید به علوم بشری مراجعه و از روش علمی استفاده کرد، نه از دین. به عبارت دیگر، در سکولاریسم، علم جانشین وحی و تعالیم الهی است (الیاده، 1372: 1/387).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *