نویسنده : امیری
جهانیسازی فرهنگی:
پدیدهی جهانیسازی اگرچه بهظاهر اقتصادی است، اما در باطن پروژهای فرهنگی نیز بهشمار میرود. شرکتهای چندملیتی مانند گوگل، نتفلیکس، مکدونالد و… فقط کالا نمیفروشند، بلکه سبک زندگی غربی را انتقال میدهند. وقتی جوانی در کابل یا هرات لباس یا خوراک خود را از روی مدلهای آمریکایی انتخاب میکند یا هم زبان انگلیسی را تنها معیار دانایی میداند، در واقع قربانی همین فرآیند است. یک مثال سادهتر دیگر اگر بیان کنیم، فرهنگ غذاخوردن است. ما در افغانستان یک فرهنگ خیلی خوبی در هنگام غذاخوردن داریم، در چند وعدهی غذایی که ما در روز داریم تمام اعضای یک خانواده کنار هم جمع میشویم، بعد از شستن دستها، با گفتن بسما… شروع به خوردن غذا میکنیم، اما متأسفانه با آمدن غذاهای فستفودی و سبکهای بیگانه دیگر پهنکردن سفره و دورهمیهای خانوادگی کم شده است. سفرهای که نه فقط جایی برای خوردن، بلکه همواره نمادی از باهمبودن، احترام و گفتگو بوده است. در چند دههی اخیر با آمدن غذاهای فستفودی، این سنتهای زیبا آرامآرام کمرنگ شدهاند. فستفود در ظاهر فقط یک نوع غذا است، اما در عمق نمادی از تغییر سبک زندگی، تنهایی و بیحوصلهگی میباشد. به تعبیر جامعهشناسان، فستفودها فقط عادات غذایی را تغییر ندادهاند، بلکه روابط اجتماعی را نیز دگرگون ساختهاند.
هربرت شیلر در اثر خود “Domination Communication and Cultural” مینویسد: «سلطهی فرهنگی زمانی تحقق مییابد که ملتها از طریق رسانهها بهگونهای آموزش داده شوند که ارزشهای کشورهای قدرتمند را ارزشهای خود بدانند». از این نگاه، جهانیسازی فرهنگی یعنی یکنواختسازی فرهنگها به نفع یک فرهنگ مسلط که زبانها، پوششها، غذاها و هنرهای محلی را تهدید میکند.
تأثیر رسانههای غربی در جوامع اسلامی