نویسنده: شمس الحق (فروتن)
ادامه:
برنامههای شوم استعمار
۱. از بین بردن وحدت حکومتهای اسلامی:
چنانکه با از بین بردن خلافت عثمانی توانستند وحدت حکومتهای اسلامی را برهم زنند. هنگامی که سپاهیان انگلیس، یونانی، ایتالیایی و فرانسوی به اراضی دولت عثمانی وارد شدند و بر سرزمینهای آن از پایتختش استانبول تسلط یافتند، مذاکرات لوزان برای ایجاد صلح بین طرفهای درگیر آغاز گردید. انگلیس به ترکیه گفت که سپاهیانش جز پس از پذیرش شرایط ذیل و تطبیق آن توسط ترکها، اراضی آن کشور را ترک نخواهد کرد:
الف) الغای خلافت اسلامی و تبعید خلیفه از ترکیه و ضبط داراییهایش.
ب) ترکیه متعهد شود که هر جنبشی که طرفداری خلافت را برمیانگیزد، خاموش کند.
ج) ترکیه روابط خود را با اسلام قطع کند.
د) به جای قانون اساسی برگرفته از اسلام، قانون وضعی دیگری برای خود بسازد.
کمال آتاتورک همه این شرطها را تطبیق کرد.
۲. نابود کردن قرآن کریم:
چون که کفار میدانند منبع قوت مسلمانان قرآن است و میدانند بقای قرآن در بین مسلمانان منجر به وحدت آنان میشود. «گلادستون» میگوید: تا وقتی که این قرآن موجود است، اروپا هرگز نمیتواند بر شرق تسلط یابد و خود نیز در امان نخواهد ماند.
۳. فاسد کردن اخلاق مسلمانان و قطع رابطه آنان از خداوند متعال و مشغول نمودنشان به شهوات.
«مردخای (مرمادیوک) باکتول» میگوید: برای مسلمانان در حال حاضر این امکان وجود دارد که مانند گذشته با همان سرعت سابق، تمدن خود را گسترش دهند، اما به این شرط که به اخلاق سابق خود رجوع نمایند، زیرا این جهان میانتهی نمیتواند در برابر روح تمدن ایشان مقاومت نماید.
۴. از بین بردن وحدت مسلمانان:
چنانکه یکی از تبشیریها به نام «لورنس براون» میگوید: لازم است عربها و مسلمانان در اختلاف نگهداشته شوند تا بیقوت و بیتأثیر باقی بمانند.
۵. به شک انداختن مسلمانان درباره دینشان:
چنانکه دیده میشود که غربیها چقدر از طریق رسانهها شبهه به اسلام وارد میکنند؛ بهطور مثال، چرا اسلام سهم زنان را در میراث نصف سهم مردان قرار داده است؟
۶. دور داشتن رهبران نیرومند مسلمان از بهدست گرفتن قدرت در کشورهایشان:
«مونتگومری وات» در شماره¬ی مارس ۱۹۶۸ روزنامه تایمز لندن مینویسد: هرگاه اسلام رهبر مناسبی بیابد که بتواند سخن مناسب بگوید، آن وقت امکان دارد که این دین بار دیگر بهعنوان یک نیروی بزرگ سیاسی در جهان عرضه شود.