نویسنده: نهضت
ماهیت حقوق بشر غربی
با توجه به بیان پیشینه حقوق بشر غربی و اهمیت و ساختار اعلامیه جهانی حقوق بشر، در این بخش، ماهیت حقوق بشر غربی مورد بررسی قرار میگیرد. هر چند مباحث می تواند به گونه ی موردی در مباحث قبل وجود داشته باشد، اما بیان تقریرهای گوناگونی از ماهیت حقوق بشر غربی، خالی از فایده نخواهد بود. تقریرهای گوناگون از ماهیت حقوق بشر غربی عمدتاً توسط نویسندگان غربی به صورت آگاهانه و توسط نویسندگان غیرغربی ناآگاهانه، به منظور جهانی، انسانی و تاریخی بودن آن ارائه میشود. این تقریرها حداقل با توجه به تاریخچه مختصری که از سیر تکوین و تدوین آن بیان شده است، منافات دارد. برخی از این تقریرها عبارتند از اینکه: حقوق بشر اندیشه هیچ حقوقدان و فیلسوف خاصی نبوده، بلکه حاصل تلاش تاریخی خرد جمعی ابناء بشر است که پس از کشمکشها و جنگهای خونین تاریخی، بقا و موجودیت یافته است. بدین معنی که کشورهای غربی پس از تجاربی که طی تاریخ غامض و پیچیده، بر اساس دوستی و دشمنیهای بین خودشان کسب کردند، به این نتیجه رسیدند که زندگی مسالمتآمیزی را برای انسانها در طول زمان امکانپذیر سازند تا انسان ها بتوانند به صورت آزاد و بدون هر قید و بندی (فارغ از تمام ویژگیهایی مانند دین، سیاست، نسب، حسب، نژاد، رنگ پوست، جنسیت، جاه و مقام)، به زندگی خود ادامه دهند.
هر چند ما درین جا در پی نقد این نظر نیستیم؛ چون نقد حقوق بشر را در فصل دیگری مطرح میشود. اما باز هم باید گفت: این دیدگاه کاملاً مخدوش است؛ زیرا اولاً، آنچه امروز در غرب به عنوان حقوق بشر مطرح است، پیوند نزدیکی با تطورات فکری و دگرگونیهای اجتماعی این دوران در تاریخ غرب دارد. از این رو، به راحتی میتوان اثبات کرد که بسیاری از مواد اعلامیه و حتی روح کلی آن، در واقع بسط نظریات و آراء فیلسوفان خاصی چون ایمانوئل کانت، جان لاک، روسو و غیره بوده که متعلق به زمان خاصی از تاریخ غرب و مربوط به ایدئولوژی و جهانبینی خاصی هستند.